جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٠٨ - ٢ ایمان قوی به خدا
٢. اِیمان قوِی به خدا
مقدمه: اِیمان به خدا در ساِیه اعتقاد به روز رستاخِیز، رشته زندگِی انسانِی را به دوران پس از مرگ متصل مِیکند. مومن مرگ را دروازه زندگانِی جاوِید مِیداند چنِین اعتقادِی به زندگِی مادِی بشر معنا و طراوت مِیبخشد. انسان مؤمن در سختِیها هم از آرامش برخوردار است، زِیرا از ِیک سو همواره خود را از تکِیهگاه محکم و پناهگاهِی اِیمن برخوردار مِیداند و از سوِی دِیگر در پرتو خداباورِی، احساس تنهاِیِی نمِیکند و خود را به نِیروِی شکستناپذِیر متکِی مِیداند که همه چِیز در دست اوست.
از مصائب روزگار نمِیهراسد زِیرا مِیداند: حوادثِی مانند مرگ، فقر، بِیمارِی، گرفتارِی روزگار... آزماِیش الهِی هستند. خداوند در قرآن مِیفرماِید: (الَّذِِینَ آمَنُوا وَ لَمْ ِیلْبِسُوا إِِیمانَهُمْ بِظُلْم أُولئِک لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ)[١] آرامش و اِیمنِی تنها از آنِ مومنان است و آنها هداِیت ِیافتگان هستند! به داستان ذِیل توجّه کنِید:
در جنگ احد بسِیارِی از مسلمانان از جمله حضرت حمزه به شهادت رسِیدند. رسولخدا ٦ چون به مدِینه بازگشت، زنان گرِیه کنان به استقبال حضرت شتافتند. در اِین بِین زِینب دختر جحش محضر پِیامبر رسِید. حضرت به او تسلِیت داد و فرمود: صبور و پاِیدار باش! او گفت: براِی چه؟ پِیامبر فرمود: براِی شهادت برادرت عبدالله. زن گفت: شهادت بر او مبارک باد! پِیامبر دوباره فرمود: صبر کن! زن گفت: دِیگر براِی چه؟
پِیامبر فرمود: درباره شهادت داِیِی تو حمزه. زن گفت: همه از آن خداِیِیم و به سوِی او باز مِیگردِیم، شهادت مبارک او باشد! پس از چند لحظه دوباره پِیامبر به او فرمود: صبور باش! گفت: دِیگر براِی چه؟ فرمود: به خاطر شهادت شوهرت مصعببنعمِیر.
زِینب تا اِین جمله را شنِید با صداِی بلند گرِیه و ناله کرد. وقتِی از او سؤال کردند: چرا براِی شوهرت چنِین گرِیه مِیکنِی؟پاسخ داد: گرِیه من براِی شوهرم نِیست زِیرا او به فِیض شهادت در رکاب پِیامبر ٦ رسِیده است، گرِیهام براِی ِیتِیمان اوست که اگر سراغ پدر را بگِیرند، چه جوابِی به آنان بدهم؟ [٢]
[١] سوره انعام، آِیه ٨٢.
[٢] بحار الأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، محمد باقر، ج ٢٠، ص: ٦٣.