جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٢٠ - ١٥ از کجا به این مقام رسیدی؟
«کناِیه از اِین که فردِی به منزل من آمد که اهل بهشت است و بوِی بهشت را از خود به ِیادگار گذارده است» سپس فرمود: چه بسِیار مشتاقم به دِیدار تو اِی اوِیس قرنِی. (يَفُوحُ رَوائِح الْجَنَّةِ مِنْ قِبَل القَرَن وا شَوْقاهُ اِلَيْكَ يا اَوَيْسَ الْقَرَنِ)[١]
١٥. از کجا به اِین مقام رسِیدِی؟
انس مِیگويد: روزى حضور پيامبر گرامى ٦ نشسته بوديم که آن حضرت به طرفى اشاره كرد و فرمود: هم اكنون از اين راه يكى از اهل بهشت بر شما ظاهر خواهد شد. طولى نكشيد كه مردى از انصار در حالى كه آب وضوى محاسنش را با دست خود خشك مىكرد از راه رسِید و سلام كرد. فرداى آن روز و همچنين روز سوم، پيامبر گرامى همان سخن را تكرار نمود و همان شخص از آن راه رسِید. روز سوم عبداللهبنعمرو به دنبال مرد انصارى رفت و به وى گفت: بين من و پدرم اختلافى شده و قسم ياد كردهام تا سه روز نزد او نروم، اگر اشکالِی ندارد مِیخواهم اين سه روز مهمان شما باشم. آن مرد در كمال صفا و سادگى گفت: مانعى ندارد.
عبدالله مِیگويد: سه شب نزد وى مانده و پيوسته مراقب اعمالش بودم. در خلال اين سه شب نديدم براى عبادت شبانه برخيزد. فقط گاه به گاه كه در بستر از اين پهلو به آن پهلو مِیشد، ذكر مِیگفت و براى نماز صبح برمِیخواست.
در اين مدّت من از او سخنى جز خير و خوبى نشنيدم، سه روز تمام شد. موقع رفتن، اعمال او به نظرم ناچيز آمد. لذا حقِیقت را به او گفتم که بين من و پدرم اختلافى نبود ولى من چون سه روز پى در پى از پيامبر درباره تو چنين شنيدم، خواستم بدانم چه اعمالى انجام مِیدهى كه در پيشگاه الهى به اين مقام رسيدهاى ولِی در اين مدّت از تو عمل فوقالعادهاى نديدم. چه چيز به تو رفعت بخشيده است؟
مرد پاسخ داد: اعمال من چيزى جز آنچه مشاهده كردى نبود. جز آن كه در دل نسبت به هيچ يك از مسلمانان غشِی ندارم ِیعنِی اهل مکر و حِیله و كينهتوزِی نِیستم، بر نعمتى كه خداوند به ديگران عطا نموده، حسد نمِیورزم. عبدالله گفت: اين سلامت دل و پاكى ضمير تو است كه تو را به اين مقام رسانده و ما قادر نيستيم چنين باشيم. [٢]
[١] . منتهِی الامال، شِیخ عباس قمِی، ج ١،ص: ١٤٢.
[٢] النسائِی فِی الكبرى، حدِیث ١٠٦٩٩، مجموعه ورام، ترجمه: محمد رضا عطايى، ج ١، ص: ١٢٦.