جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣١٠ - ب خوشگمانی یا مثبتاندیشی
ب: خوشگمانِی ِیا مثبتاندِیشِی
قال الله الحکِیم: (لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا)[١]چرا مومنان هنگامِی که به دروغ منافقان پِیبردند نسبت به ِیکدِیگر حسن ظنّ پِیدا نکردند.
امام صادق ٧: (إذا بَلَغَكَ عَنْ أخيكَ شَيْىءٌ وَ شَهِدَ أرْبَعُونَ أنَّهُمْ سَمِعُوهُ مِنْهُ، فَقالَ: لَمْ أقُلْهُ، فَاقْبَلْ مِنْهُ)[٢] اگر بدگوِیِی برادر مومن را شنِیدِی و چهل نفر هم بر آن شهادت دادند، چنانچه خود او آن را انکار کند و بگوِید: من چنِین حرفِی را نزدهام ِیا چنِین کارِی را انجام ندادهام، کلام او را تصدِیق کن «و به او خوشگمان باش.»
شرح كوتاه: خوشگمانِی و حسن ظن به دِیگران ِیکِی از صفات برجسته انسانِی است که موجب اعتماد و همكارى در تعاملات اجتماعِی مِیشود. اِین صفت درباره کسِی به کار برده مِیشود که نسبت به خداوند و نِیز مردم و حتِّی حوادث روزگار، نگاه مثبت دارد و تفسِیرِی بد و ناخوشاِیند از آنها ارائه نمِیدهد. امام سجاد ٧ در دعا به خدا عرض مِیکند: (وَ أَسْتَعْمِلُ حُسْنَ الظَّنِّ فِيكَافَّتِهِمْ) خداِیا چنان کن که نسبت به عموم همساِیگان و دوستانم خوشگمان باشم. [٣]
امام علِی ٧ مِیفرماِید: خوشگمانِی، ماِیه آساِیش و آرامش دل است.[٤]سعِی کنِید با افراد مثبتاندِیش معاشرت کنِید زِیرا مثبتاندِیشِی و به عکس آن افکار منفِی، هر دو بهصورت مُسرِی از فردِی به فرد دِیگر سراِیت مِیکند. پس با کسانِی معاشرت کنِید که مثبتاندِیش هستند و از وقاِیع روزگار تفسِیر نِیکو دارند. در اِینباره توجّه به چند نکته لازم است:
نکته اول: خوشگمانِی نسبت به مردم، بدِین معنا نِیست که فرد احتِیاط و محکمکارِی را در تعاملات خود ترک کند و از دِیگران وثِیقه ِیا چک ِیا نوشته نگِیرد. خوشگمانِی با محتاطبودن قابل جمع
[١] سوره حجرات آِیه ١٢.
[٢] مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج٩، ص: ٥٦.
[٣] الصحيفة السجادية، دفتر نشر الهادي ص: ١٢٤.
[٤] غرر الحکم و دررالکلم، ج۲، ص: ۶۵.