جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٨٦ - ٣ مناظره شاگردان امام صادق
ابنابِیالعوجاء وارد شد و با قدرِی فاصله نشست به طورِی که اگر حرف مِیزد سخنش را مِیشنِیدم، طولِی نکشِید که ِیکِی از دوستان وِی هم وارد مسجد شد و نزد او نشست.
ابنابِیالعوجاء در مورد بزرگِی پِیامبر اکرم جملاتِی چند گفت، سپس رفِیقش رشته کلام را به دست گرفت و پيامبر را فِیلسوفِی دانا و توانا خواند که عقلاء را مبهوت و مجذوب خود ساخته تا دعوتش را اجابت کنند و از پِی آنان دِیگر مردم نِیز به وِی گروِیدند و آِیِینش را پذِیرفتند.
ابنابِیالعوجاء گفت: سخن پيامبر اکرم را واگذار که عقل من در کار او حِیران است سپس بحث جهان را به مِیان کشِید و گفت: عالم ازلِی و ابدِی است، همِیشه بوده و خواهد بود و آفرِینندهاِی ندارد... سخنان ابنابِیالعوجاء عنان صبر را از کف مفضّل که شاهد گفتار آنان بود، ربود، سخت ناراحت شد و با تندِی گفت: اِی دشمن خدا، دِین الهِی را نفِی مِیکنِی؟ آفرِیدگار جهان را انکار مِینماِیِی؟ آِیات حکِیمانه او را که حتِّی در ساختمان بدنت وجود دارد نادِیده مِیگِیرِی؟ ابنابِیالعوجاء گفت: اگر اهل بحثِی با تو سخن مِیگوِیم. اگر دلِیل محکم بر ادّعاِی خود بِیاوردِی مِیپذِیرم، اگر اهل بحث و استدلال نِیستِی با تو سخنِی ندارِیم.
سپس گفت: اگر از اصحاب حضرت صادق ٧ هستِی که او با ما اِینچنِین بحث و گفتگو نمِیکند. امام بِیشتر از آنچه تو شنِیدهاِی سخنان ما را شنِیده ولِی هرگز با کلام زشت و ناپسند ما را خطاب نکرده و در پاسخ ما از مرز اخلاق و ادب تجاوز نکرده است و با احترام و استدلال جواب ما را مِیدهد.
او مردِی است بردبار، سنگِین، عاقل و کامل، در بحث و گفتگو خود را گم نمِیکند، دچار وحشت و اضطراب نمِیشود، گفتههاِی ما را با توجّه کامل گوش داده و از ادلهاِی که اقامه مِیکنِیم به خوبِی آگاه است، وقتِی سخن ما پاِیان مِیپذِیرد پِیش خود تصوّر مِیکنِیم که حجّت را بر او تمام کرده و راه پاسخگوِیِی را بروِیش بستهاِیم، ولِی او با کلامِی کوتاه ما را ملزم مِیکند و راه عذر را بر ما چنان مِیبندد که نمِیتوانِیم پاسخش را رد کنِیم و درِی به روِی خود بگشاِیِیم. اگر تو از اصحاب امام صادق هستِی همانند او با ما حرف بزن. [١]
٣. مناظره شاگردان امام صادق ٧ با دانشمند شامى
يكى از دانشمندان اهل شام در مكه خدمت امام صادق ٧ رسيد و خود را چنين معرفى
[١] بحار الأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، محمد باقر، ج٢، ص: ١٨.