جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٦٣ - ٤٤ تأثیر گفتار معلّم در سرنوشت جامعه
دوم: برخورد شما بطورِی نباشد كه گمان كنند به مال آنها چشم طمع دوختهاِیم. [١]
٤٣. لزوم رعاِیت تقِیّه و توجّه به اختلافافکنِی دشمنان
حكومت عثمانِی، بزرگترين حكومت اسلامِی در جهان بود. پايتخت آن استانبول تركيه بود در كنار سفارت حكومت عثمانِی در تهران، مسجد كوچكِی بود و افراد سفارت و تبعه آن، براِی نماز به مسجد مِیآمدند. هم اكنون نيز آن مسجد در كنار سفارت تركيه هست. يكِی از نماز گذاران آن مسجد مِیگفت: روضه خوانِی در آنجا رفت و آمد داشت و هر روز صبح براِی خواندن روضه به مسجد مِیآمد و بعد از روضه به خليفه دوم بهصورت علنِی ناسزا مِیگفت: روزِی به او گفتم: براِی چه هر روز ِیک روضه تکرارِی مِیخوانِی و همان ناسزاِی دِیروز را تكرار مِیكنِی مگر روضه ديگرِی نمِیدانِی؟
او در پاسخ گفت: روضه ديگر مِیدانم، ولِی يك نفر بانِی شده و من را اجِیر کرده و روزِی پنچ ريال به من داده و گفته همِین روضه را با اين كيفيت بخوانم. سپس خصوصيات بانِی و محل او را گفت: من پِی گيرِی كردم، ديدم بانِی يك نفر كاسب مغازهدار است، جريان را به او گفتم، او گفت: شخصِی روزِی ده ريال به من مِیدهد تا در آن مسجد چنين روضهاِی خوانده شود.
پنچ ريال آن را به روضهخوان مِیدهم و پنج ريال دِیگر را خود برمِیدارم. باز من جريان را پِی گيرِی نمودم، سرانجام معلوم شد که از سفارت انگلِیس روزانه مقدارِی پول براِی ايجاد اختلاف بين شيعه و سنِی و اختلاف ايران و حكومت عثمانِی داده مِیشود كه پس از دست به دست گشتن، تنها پنچ ريال آن به روضهخوان مِیرسد. [٢]
٤٤. تأثِیر گفتار معلّم در سرنوشت جامعه
معاويه براِی غصب خلافت تصمِیم گرفت با رشوهدادن به افراد نفوذِی خود نسبتهاِی ناروايِی به حضرت علِی ٧ ، مَثَلِ اعلاِی ايمان و انسانِیّت بدهد و آن حضرت را متهم به ترك فرايض و إنحراف از دين کند.
قسمت مهمِی از بيتالمال را همه ساله صرف تبليغات خائنانه خود مِیكرد. تمام
[١] سرگذشتهاِی وِیژه از زندگِی امام خمِینِی، مصطفِی وجدانِی، ج ٢ ص: ١٠٠.
[٢] داستانها و حکاِیتهاِی مسجد، غلامرضا نِیشابورِی، ص: ۹۴.