جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٣٠ - ٣٣ در قیامت خویشاوندی سودی نبخشد
مرگ، سريعتر از هر چيز به سويت آمده و تو را مِیجويد و به زودى تو را در مِیِیابد، آن هنگام اجلت فرا رسيده و تنها به قبر در آيى و فرشتگان براى پرسش سخت نزد تو آيند.
نخستين سؤال از آفريدگارى است كه او را پرستش مِیكردى، سپس به ترتِیب از پيامبرى است كه براى هدايت تو آمده و از دينى است كه بدان پايبند بودى و از كتابى كه مِیخواندى و از امامِی كه از دستوراتش اطاعت مِینمودى. آنگاه از عمرت پرسند كه در چه راه مصرف كردى و از مالت كه از كجا آوردى و در چه راهِی خرج كردى... پس در خود بنگر و براِی پاسخ به سؤالات آن روز آماده باش!
اگر ايمان دارى و خدا ترس و دينشناس هستى و از پيشوايان راستگو پيروى مِیكنى و دوستار دوستان خدايى، نگران نباش! خداوند زبانت را به حق گويا نماِید، تو را به بهشت و رضاِیت خدا بشارت باد، فرشتگان با نعمتهاى فراوان به استقبال تو خواهند آمد، در غِیر اِین صورت زبانت بند آمده و از عهده پاسخ برنخواهى آمد، تو را به آتش وعده داده و فرشتگان با آتش و آب سوزان از تو پذيرايى خواهند كرد.[١]
٣٣. در قِیامت خوِیشاوندِی سودِی نبخشد
روزِی طاووس يمانى امام سجاد ٧ را ديد كه در سحر در حال طواف به دور خانه خدا و عبادت است. طاووس يمانى مِیگوِید: من کنجکاو شدم ببِینم آن حضرت چه مِیکند. در خلوت شب دِیدم به آسمان نگريست و گفت: خدايا ستارگان در افق ناپديد شدند، چشمان مردم به خواب رفت، درهاى تو بر روى درخواست كنندگان گشوده است. جملات زيادى در اين زمِینه از مناجات عارفانه آن حضرت شنِیدم و دِیدم که امام چند بار در خلال مناجات گريست و سجده كرد، من نزديك رفتم و سرش را بر زانو نهاده و گريستم.
اشكهاى من سرازير شد و بر چهرهاش چكيد، حضرت فرمود: چه کسِی من را از ياد پروردگارم بازداشت؟ عرض كردم: من هستم اى پسر پيامبر! اين زارى و بىتابى براِی چيست؟ امثال ما كه گناهكار و جفا کارِیم بايد چنين زارِی كرده و ضجّه بزنِیم. پدر شما حسينبنعلى و مادرتان زهراِی مرضِیه و جدتان رسولالله ٦ هستند!
[١] بحار الأنوار، مجلسِی، محمد باقر، ط دار الاحِیاء التراث، ج ٦، ص: ٢٢٣.