جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٦٣ - ٢١ خدمت فراموش شده مردم، فردای قیامت به کار آید
او كند و پس از اين كه بر او باليديم او ما را در برابر خود ذلِیل ببيند. [١] به قول شِیخ سعدِی ره:
بنِیآدم اعضـــاِی ِیکــدِیگـرند که در آفرِینش ز ِیک گوهرند
چو عضوِی به درد آورد روزگـار دگر عضوها را نماند قـــرار
تو کز محنت دِیگران بِیغمِی نشاِید که نامت نهند آدمِی
٢٠. ضمانت سه چِیز در مقابل ِیک چِیز
علِیبنِیقطِین در عِین حالِی که وزِیر هارونالرشِید بود، از شِیعِیان خاص امام کاظم ٧ به شمار مِیرفت. با اِین که امام همکارِی با ستمگران را جاِیز نمِیدانست، اما اشتغال بعضِی افراد مورد اطمِینان خود را از جمله اِیشان در دستگاه هارونالرشِید تجوِیز نموده و بلکه ضرورِی مِیدانست. علِیبنِیقطِین بارها از امام کاظم اجازه استعفا خواست ولِی آن حضرت اجازه نداد و فرمود: مشغولِیت تو در دربار خلِیفه ماِیه عزت برادران دِینِی تو است. امِید است خداوند مشکلات مومنان را به وسِیله تو برطرف نماِید و آتش کِینه دشمنان را خاموش سازد.
اِی علِیبنِیقطِین! کفّاره خدمت در دربار ظالم، نِیکِی به برادران دِینِی است. سپس فرمود: تو ِیک چِیز را براِی من ضمانت کن! من در مقابل سه چِیز را براِیت ضمانت مِیکنم. اما آنچه تو باِید ضمانت کنِی اِین که حاجت دوستان ما را محترمانه برآورده کنِی. آنچه را من ضامنم اِین است که هرگز زندانِی نشوِی. هرگز با شمشِیر دشمن کشته نشوِی. هِیچگاه فقِیر نشوِی. اِی علِی! بدان که هر کس مؤمنِی را شاد کند، در مرحله اول خدا و سپس پِیغمبرﷺ و ما اهلبِیت : را شاد نموده است.[٢]
٢١. خدمت فراموش شده مردم، فرداِی قِیامت به کار آِید
زيادبنابىسلمه مىگويد: روزى امام كاظم ٧ به من فرمود: اِی زياد! شنيدهام تو براى هارونالرشيد كار مىكنى و با سلطان همكارى دارى؟ گفتم: آرى! حضرت فرمود: چرا؟ گفتم: من آدم آبرودمند و عيالمند و تهى دستِی هستم، براِی تأمِین مخارج زندگى خود براى آنها كار
[١] . الوافي، فيض كاشاني، ج٢٦، ص: ٢٨٢.
[٢] بحار الأنوار، ط دارالاحِیاء التراث، علامه مجلسِی: ج ٤٨،ص: ١٣٦.