جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٣٧ - ١٨ بيزارى از غلو كنندگان
١٧. کِیفِیّت توبه بدعت گذار
امام صادق ٧ داستان عجِیبِی را درباره بدعت در اعصار گذشته نقل نمود و فرمود: در گذشته مردِی در جستجوِی اِین بود که ثروت دنِیا را از راه حلال به دست آورد.ولِی نتوانست تا اِینکه از راه حرام تلاش کرد، باز هم نتوانست. روزِی شِیطان بهصورت انسانِی نزد او آمد و گفت: از راه حلال خواستِی ثروتِی فراهم کنِی که نشد. از راه حرام هم نتوانستِی، اِینک ماِیلِی من راهِی به تو بِیاموزم تا به خواستهات برسِی؟
مرد گفت: آرِی ماِیلم. شِیطان گفت: از خود دِینِی اختراع کن و مردم را به سوِی آن دعوت کن تا ثروتمند شوِی، او به دستور شِیطان رفتار کرد. مردم گردش را گرفته و پِیروِیش کردند و به آنچه ماِیل بود از ثروت دنِیا رسِید. مدتها گذشت روزِی به خود آمد و متوجه شد که کار ناشاِیستِی انجام داده و مردم را گمراه کرده است لذا قصد توبه کرد و با خود گفت: اگر اشخاصِی که بهواسطه من گمراه شدهاند مطلع کنم و بگوِیم: آنچه از من شنِیدهاند باطل بوده و ساخته خودم بوده است و آنها را از آن دِین برگردانم، شاِید توبهام پذِیرفته شود.
پِیروانش را جمع کرد و به آنان گفت: آنچه را من گفتهام باطل بوده و اساس و پاِیهاِی نداشته است. آنها گفتند: دروغ مِیگوِیِی. گفتار سابق تو حق بوده و تو خود گمراه گشتهاِی. چون اِین جوابها را از آنها شنِید غل و زنجِیرِی تهِیه نمود و به گردن خوِیش آوِیخت و گفت: آن را باز نمِیکنم تا خدا توبهام را بپذِیرد.
خداوند به پِیامبر آن زمان وحِی نمود که به او بگو! به عزت و جلالم سوگند، اگر آنقدر من را بخوانِی و ناله نماِیِی که بند بند بدنت از هم جدا شود، دعاِیت را اجابت نمِیکنم مگر تلاش کنِی و کسانِی را که گمراه کردهاِی مطلع کنِی و از کِیش خود برگردانِی.[١]
١٨. بيزارى از غلو كنندگان
سدير يكى از شاگردان امام صادق ٧ نزد آن حضرت آمد و گفت: گروهى معتقدند كه شما خدا هستيد، آنان براى عقيده خود به آيه ٨٤ سوره زخرف، استدلال مِیكنند: (وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّمَاءِ إِلٰهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلٰهٌ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ) «او معبودى است كه هم در آسمان خدا است،
[١] داستانهاِی راستِین، جلد۲ ص: ۱۰۷.