جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣١٣ - ٤ نوشتاری با ارزش و گنجی پر بهاء
ايمان نياورده آن كس كه گمان نِیکو به خدا ندارد. (مَا آمَنَ مَنْ عَرَفَكَ فَلَمْ يُحْسِنِ الظَّنَّ بِكَ)[١]
٣. توجّه به جنبههاِی مثبتِ پِیشآمدها
درسى كه حضرت يوسف٧ به همگان داد، مدِیرِیت افکارش بود. آن حضرت بجاِی تلافِیکردن و انتقامگِیرِی از برادران و درگِیرِی ذهن نسبت به اتفاقات ناخوشاِیند گذشته، رفتار بد برادران را به شِیطان نسبت داد و از بدِی آنان بدون معطّلِی در گذشت. به برادران خود فرمود: امروز بر شما سرزنشِی نِیست، خداوند شما را بِیامرزد، او مهربانترِین مهربانان است.
حضرت ِیوسف ٧ به جنبههاِی مثبت اتفاقات تمرکز نمود که خداوند به احسان خود او را از زندان بيرون آورد. عزت و بزرگى را به خاندانش عطا نمود. معمولاً کسِی که اتفاقِی بدِی براِیش مِیافتد مثلاً دستش مِیشکند دائم جنبههاِی منفِی را مرور مِیکند که از فلان کار ِیا معامله افتادم... هرگز فکر نمِیکند در همِین حادثه به حسبِ ظاهر بد، چه اتفاقات مثبتِی براِی او افتاده است. چه بسا همِین مصِیبت سبب هداِیت ِیا بِیدارِی او شده ِیا زمِینه ِیک اتفاق بهترِی را براِی او فراهم کرده است.
٤. نوشتارِی با ارزش و گنجِی پر بهاء
داستان حضرت خضر ٧ و حضرت موسِی ٧ ٨ در سوره کهف آمده است. جرِیان داستان اِین است که حضرت موسِی ٧ پس از ِیافتن ِیکِی از بندگان نمونه خداوند ِیعنِی حضرت خضر ٧ خواستار همراهِی او و آموختن علوم او گردِید. در اِین همراهِی سه قضِیه: سوراخکردن کشتِی، کشتن نوجوان و تجدِید بناِی دِیوار اتفاق افتاد. حضرت موسِی در هر سه مورد اعتراض کرد و همِین سبب جداِیِی آن دو بزرگوار گردِید.
حضرت خضر ٧ در پاِیان، علت کارهاِیِی را که انجام داده بود بِیان نمود. اما درباره تعمِیر آن دِیوار فرمود: زِیر آن دِیوار گنجِی متعلّق به دو نوجوانِ ِیتِیم بود، پدرشان مرد صالحِی بود، پروردگار مِیخواست آنها به حد بلوغ برسند و گنجشان را بگِیرند... در مِیان مفسران، متکلمان و عرفا گفتگوهاِی بسِیار زِیبا و ارزندهاِی در مورد اِین داستان ذکر شده است.
امام رضا ٧ درباره گنج مخفى که حضرت خضر ٧ از زِیر دِیوار پِیدا کرد، (وَ كانَ تَحْتَهُ
[١] بحار الأنوار ط - بيروت، ج٦٧، ص: ٣٩٤.