جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٠٧ - ٨ عکسالعمل ابوذر غفاری در مواجهه با مرگ فرزند
امام تا متوجه شد در همان حالت نشست و در حالى كه دستانش را بر زانوهاى خود قرار داده بود گفت: (انّا للّه و انّا اليه راجعون) برخلاف انتظار با اِینکه ضربه سنگينى به امام وارد شده بود امام سايرين را تسليت مىداد حتِّی به فرزندش احمد كه به سختى مىگريست گفت: مرگ حق است. خداوند هديهاى به ما داده بود و از ما باز پس گرفت. ما موجودات ضعيفى هستيم كه با اين حوادث ابراز ضعف و عجز مىكنيم.
با اِین حال اهل خانه و دفتر از بيم آن كه اين حادثه موجب حادثه ديگرى براى شخص امام نشود پزشكى را براى گرفتن نوار قلب به خانه آوردند. امّا امام به آنها گفت: بهتر است شما براى خودتان نوار قلب بگيرِید سپس در تسلِیت به عروس و نوههايشان فرمود: صبر كنيد! به خاطر خدا صبر كنيد! مصطفى امانتى بود که از پِیش ما رفت. [١]
٨. عکسالعمل ابوذر غفارِی در مواجهه با مرگ فرزند
هنگامى كه فرزند ابوذر به نام «ذر» از دنيا رفت، ابوذر در کنار قبر او نشست و دست بر قبر كشيد و گفت: اى فرزندم! خدا تو را رحمت كند، به خدا قسم، تو نسبت به من بسيار نيكوكار بودى. من از تو راضى هستم. من را به هيچكس جز خداوند نيازى نيست و اگر ترس از عالم پس از مرگ نبود، دوست مِیداشتم كه به جاى تو مِیمردم. ا
ما نگرانِی پس از مرگ و آمادگِی براِی آن من را از ناراحتى فقدان تو باز داشته است. به خدا قسم، به جهت دورى تو نگريستم بلكه براى مواقف سختى كه در برزخ و قِیامت پيشِرو دارى، گريستم. اى كاش مىدانستم در قبر تو چه گفتهاى و به تو چه پاسخى دادهاند.خدايا! من از حقى كه بر او دارم، گذشتم. تو نيز از او در گذر چرا كه تو جواد و كرمِی.[٢]
[١] گوشهاِی از خاطرات حجت الاسلام و المسلمِین سِید محمود دعاِیِی، ص: ١٥٠.
[٢] من لا ِیحضره الفقِیه، صدوق، حدِیث ٥٥٨، ج ١، ص: ١٨٥.