جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٦٧ - ٤٨ سخنرانی مطابق با مقتضاي حال
مدِیر مدرسه تا اِین کلام را شنِید مدّتِی سر به زِیر کرد و عمِیقاً فکر کرد، بعد از مدّتِی رو به ما کرد و گفت: من مدّتها فکر مِیکردم چطور در بِین تمام مذاهب اسلامِی تنها علماِی شِیعه در مقابل طاغوتها و زورگوِیان عالم قد علم کرده و اِیستاده و قِیام نمودهاند. حالا فهمِیدم علّت آن چِیست؟ شما وابسطه به دولتها نِیستِید. ولِی ما اهلسنت چون شهرِیه خود را از دولت مِیگِیرم و جِیرهخوار دولت هستِیم مجبور به سکوت هستِیم. [١]
٤٧. روضه و منبر مستند و معتبر
شخصِی به مرحوم صاحب مقامع گفت: ديشب، خواب وحشتناكِی را ديدم. صاحب مقامع سؤال کرد چه خوابِی ديدِی؟ او گفت: خواب ديدم با دندانهاِی خود گوشت بدن امام حسين ٧ را مِیكَنَم. صاحب مقامع از اين سخن لرزيد و سرش را پايين انداخت و بعد از مدّتِی فكر گفت: شايد تو مرثيهخوان هستِی؟ عرض كرد: بله. اِیشان فرمود: بعد از اين يا مرثيه نخوان يا اگر خواندِی از كتب معتبر بخوان، تو با اين روضههاِی دروغِین خود گوِیا گوشت بدن امام حسين را با دندانهايت مِیكنِی! اين لطف خدا بود كه در اين رؤيا، متوجه اشتباه خود شد. تاريخ عاشورا با آن كه ارزندهترين و مستندترين و پرمنبعترين تاريخهاست ولِی متاسفانه برخِی از مردم بجاِی آن كه مطالب درست و معتبر را بِیان کنند براِی گرمشدن مجلس به نقل مطالب بِیاساس و جعلِی مِیپردازند. [٢]
٤٨. سخنرانِی مطابق با مقتضاي حال
سلِیمان ابنعبدالملک هفتمِین خلِیفه اموِی روزِی به مجلس سخنرانِی دانشمند و زاهد معروف ابوحازم اعرج رفت. او که از دانشمندان پارسا و عادل و مورد اعتماد مردم بود در ضمن سخنرانِی خود، آِیات و اخبارِی در زمِینه ستم و ستمگران خواند و حکاِیاتِی را درباره عذاب ظالمِین بِیان کرد.
سلِیمان آنقدر متأثر و منقلب شد که اشکش جارِی شد در حال گرِیه به ابوحازم گفت:
[١] برگرفته از درس خارج فقه آِیةالله اشرفِی، ساِیت مدرسه فقاهت بتارِیخ: ٥/١٠/٩٦.
[٢] حماسه حسيني، بخش تحريفهاي عاشورا، شهيد مرتضي مطهري، ص: ٧٤.