جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٠٥ - ٥ تسلّی قرآنی
مورد فوت دخترم به من رسيد، من اين مصِیبت را به حساب خداوند مِیگذارم «امتحان الهِی مِیدانم» در هر حال راضى به قضاِیالهى هستم و در برابر مصائب و بلاهاِیى كه از طرف خداوند متعال مِیرسد، صبور و شكرگذار هستم. اگر چه داغ اين گونه مصائب سخت و دلخراش است، ولى با اندك تحمّل و تدبّر، رنج اين سختىها آسان مىگردد.
فرزندان گُل باغ زندگى دنِیا هستند كه گاه دست تقدِیر روزگار آنها را برچِیند و كبوتر مرگ آنها را در ربوده و عدّهاى ديگر را جايگزين آنها گرداند. هنگامى كه روح از بدنشان پرواز کرده و در اردوگاه مردگان و با همسايگان نا آشنا همجوار گردد. اجسادشان بدون حركت و بدون روح در زير خاك مِیآرامد، نه ديد و بازديدى دارند نه كسى از زندگان مىتواند با آنها ديدار کند. آنان دوستان و آشنايان را به غم خود گرفتار كرده و خود در منزلگاه ابدى آرمِیدهاند. منزلى كه بسيار وحشتناك است. به جز مور و خاك مونسى ندارند. آرى آنها رفتند و در چنِین مکانِی سُكنى گزيدند. ديگران نيز به آنها ملحق خواهند شد.[١]
٤. پذِیرش تقدِیر الهِی در مصائب
مردِی فرزندش را از دست داد. امام صادق ٧ براى تسليت به آن شخص فرمود: خداوند از تو نسبت به فرزندت مهربانتر است. پاداش خداوند هم در مقابل اين مصيبت از فرزندت بهتر است. پس از مدتى به آن حضرت خبر رسيد كه آن فرد همچنان بىتابِی مِیکند. حضرت دوباره به ديدن او رفت و فرمود: رسولخدا ٦ هم از دنيا رفت آيا از اِیشان کسِی مقامش بالاتر است؟ مرد که خِیلِی براِی فرزندش غمگِین بود عرض كرد: فرزند من نوجوان بود. حضرت فرمود: فرزندت سه چيز دارد كه اگر خداى عزوجل بخواهد، هيچگاه از دست او نمىرود: ١. گواهى بر ِیگانگِی خدا. ٢. رحمت الهِی. ٣. شفاعت رسولخدا. [٢]
٥. تسلِّی قرآنِی
سعدبنعبدالملك بنمروان از نسل بنىامِیه بود. وِی روزِی با حال گريه خدمت امام باقر ٧ رسِید. حضرت به او فرمود: اى سعد! چرا ناراحت و گريان هستى؟ سعد عرض کرد:
[١] بحار الأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، محمد باقر،ج ٤٣، ص: ٣٣٦.
[٢] من لا ِیحضره الفقِیه، حدِیث ٥٠٨، ج ١ ص: ١٧٤.