جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٤٠ - ٢ نماز و روزه بدون رضایت پدر و مادر
١. گزارشِی از جهنّم برزخِی
حضرت عِیسِی ٧ به همراه اصحاب خود به دهکدهاِی رسِیدند که تمام ساکنِین آن، همزمان مرده بودند. حضرت عِیسِی به اصحاب خود فرمود: اِینان به مرگ طبِیعِی نمردهاند بلکه گرفتار غضب الهِی شدهاند، اگر غِیر از اِین بود ِیکدِیگر را دفن مِیکردند. اصحاب گفتند: اِی کاش مِیدانستِیم قضِیه اِینان چه بوده است! به حضرت عِیسِی از جانب خدا وحِی شد که مردگان را صدا بزن و از آنان سؤال کن تا جواب تو را بدهند! حضرت عِیسِی صدا زد اِی اهل قرِیه! ِیکِی از آنان پاسخ داد: بله ِیا روح الله!
حضرت عِیسِی ٧ پرسِید: قضِیه شما چه بوده است؟ گفت: ما صبحگاه در کمال سلامتِی و آسوده خاطر سر از خواب برداشتِیم ولِی شبانگاهان خود را در آتش دِیدِیم! درِیاِیِی از آتش که کوههاِی آتش در آن موج مِیزد.
حضرت عِیسِی ٧ پرسِید: به چه جهت به اِین عذاب گرفتار شدِید؟ او در جواب گفت: محبّت دنِیا و اطاعت از طاغوت ما را چنِین گرفتار کرد. حضرت عِیسِی پرسِید: چه اندازه به دنِیا علاقه داشتِید؟ گفت: همانند علاقه کودک شِیرخوار به پستان مادر به طورِی که هر گاه دنِیا به ما روِی مِیآورد خوشحال مِیشدِیم و هرگاه روِی برمِیگرداند غمگِین مِیگشتِیم.
حضرت عِیسِی ٧ پرسِید: چطور از طاغوت اطاعت مِیکردِید؟ در جواب گفت: در مقابل منکرات بِیتفاوت بودِیم، هر آنچه اهل معصِیت انجام مِیدادند ما هم از آنان بِیچون و چرا پِیروِی مِیکردِیم «بدِین جهت گوِیا عبادت آنان را مِیکردِیم...»[١]
٢. نماز و روزه بدون رضاِیت پدر و مادر
در زمان پِیامبر ٦ ٦ جوانِی به نام علقمه بِیمار شد، چون به دم مرگ رسِید، رسولخدا ٦ به مسلمانان از جمله عمار فرمود: بروِید و کلمه شهادتِین را به وِی تلقِین کنِید. آنها رفتند و هر چه کردند ممکن نشد. لذا به حضرت خبر دادند، رسولخدا فرمود: مادر او را بِیاورِید، چون مادرش حاضر شد، حضرت فرمود: ارتباط تو با فرزندت چگونه بوده است؟ عرض کرد: ِیا رسولالله! از وِی رنجِیده خاطر هستم. حضرت رو به اصحاب خود نمود و فرمود: زبان علقمه از خشم مادر بسته شده است.
[١] . بحار الأنوار، مجلسِی، محمد باقر، ط دار الاحِیاء التراث، ج ١٤، ص: ٣٢٢.