جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٧٢ - ١٠ کسب روزی حلال نوعی بندگی خدا
را آورد سپس حضرت داخل چاه شد و آنقدر كلنگ زد تا خسته شد براى رفع خستگى بيرون آمد در حالى كه از پيشانى حضرت عرق مىريخت. بعد از مدّتِی دوباره به درون چاه رفت. اِین بار آنقدر کلنگ زد که ناگهان آب از چاه فواره زد.
امام فورا بيرون آمد و در حالِی كه هنوز عرق مىريخت فرمود: صدقه است، صدقه است. سپس به غلام خود فرمود: دوات و كاغذ بياور. بعد با خط مبارک خود نوشت: اين وقفى است از بنده خدا براى تهيدستان مدينه. نه قابل فروش است و نه قابل هدِیه. انتقال آن به دِیگرِی جائز نِیست تا خدا هست و صاحب آسمان و زمين است مگر آنكه دو فرزندم حسن و حسين ٨ به آن محتاج گردند كه ملك آنها خواهد شد.[١]
٩. تهِیه روزِی حلال به منزله صدقه
امام زِینالعابدِین ٧ سحرگاه در طلب روزِی حلال از منزل خارج شد، به حضرت عرض کردند: ِیابنرسولالله! کجا مِیروِید؟ فرمود: مِیروم تا براِی خانوادهام صدقهاِی بدهم. عرض کردند: چطور به خانواده خود صدقه مِیدهِید؟ فرمود: هر کس از راه حلال، طلب روزِی کند و براِی خانواده خود خرج نماِید براِی او در پِیشگاه خداوند به منزله صدقه است. (مَنْ طَلَبَ الْحَلَالَ فَهُوَ مِنَ اللَّهِ عزّوجلّ صَدَقَةٌ عَلَيْهِ)[٢]
١٠. کسب روزِی حلال نوعِی بندگِی خدا
محمّدبنمنکدر مِیگوِید: روزِی در شدّت گرماِی هوا به بِیرون از مدِینه رفته بودم که دِیدم امام باقر ٧ مشغول کشاورزِی است. با خود گفتم: پِیرمردِی از بزرگان قرِیش در اِین هواِی گرم در طلب دنِیاست! تصمِیم گرفتم او را موعظه کنم. سلام کردم و گفتم: آِیا سزاوار است مرد شرِیفِی مثل شما در اِین هواِی گرم در پِی دنِیا طلبِی باشد؟ اگر در چنِین حالِی مرگ شما فرا رسد، چه خواهِید کرد؟
حضرت فرمود: به خدا سوگند! اگر در اِین حال بمِیرم، در حال فرمانبردارِی و اطاعت خدا
[١] داستانها و پندها، ج ٩ ص٧٣، تفسِیر نور الثقلِین ج ٥ ص٣٥٤.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج٤، ص: ١٢.