جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١١٥ - ٣ لزوم شکرگزاری و منع از شکایت
چِیزِی بخواهد به او مِیدهِیم و هر کس بِینِیازِی جوِید خداوند او را بِینِیاز نماِید. (مَنْ سَأَلَنَا أَعْطَيْنَاهُ وَ مَنِ اِسْتَغْنَى أَغْنَاهُ الله) مرد بدون آنکه خواستهاش را مطرح کند، از محضر پِیامبر اکرم بِیرون آمد.
مرتبه دوم و سوم هم نزد پِیامبر آمد و همان کلام را شنِید و بدون درخواست برگشت. روز بعد رفت و تِیشهاِی را قرض گرفت و براِی جمعکردن هِیزم بالاِی کوه رفت و بعد از جمع مقدارِی هِیزم آنها را در بازار با ِیک کِیلو و نِیم جو معاوضه کرد.
اِین کار را در روزهاِی بعد هم ادامه داد تا توانست تبرِی بخرد، سپس دو شتر جوان و ِیک برده خرِید و کمکم توانگر شد. بعد از مدّتِی نزد پِیامبر آمد و به آن حضرت گزارش کار را داد. پِیامبر فرمود: نگفتم هر که از ما درخواست کند به او مِیدهِیم ولِی اگر بِینِیازِی پِیشه کند، خداوند او را توانگر سازد![١]
٣. لزوم شکرگزارِی و منع از شکاِیت
پِیامبر اکرم ٦ به سلمان فرمود: اِی سلمان! در آخرالزمان زنان در تجارت با شوهران خود شرِیک مِیشوند، باران رحمت کم مِیبارد، جوانمردان بخِیل، تهِیدستان حقِیر، بازارها به هم نزدِیک و مغازهها زياد مِیگردد.
مردم در رزق و روزِی از خدا شکاِیت مِیکنند. ِیکِی مِیگوِید: سودِی نبردم. دِیگرِی مِیگوِید: چِیزِی نفروختم. سلمان با تعجّب پرسِید: آِیا به حقِیقت اِین امر واقع مِیشود؟ حضرت فرمود: آرِی...[٢]
نکته: ِیکِی از سنّتهاِی قطعِی خداوند اِین است كه شكر را وسيله زِیادشدن نعمتها قرار داده است (لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ)[٣] کسانِی که در ضمن تجارت پِیوسته در هر حال شکر و قدردان نعمتهاِی الهِی هستند طبِیعتاً موفقتر از کسانِی هستند که پِیوسته شکوه مِیکنند.
[١] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص: ١٣٩.
[٢] داستانهاِی بحارالانوار، محمود ناصري ج ٦، ص: ٣٠٦.
[٣] سوره ابراهِیم، آِیه ١٤.