جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٤٠٥ - ٢٣ نتیجه تلاش بدون بصیرت
٢٢. بصِیرت خاندان نبوّت نسبت به همه احکام و شأن نزولهاِی قرآنِی
شخصى به سرقت خود اعتراف کرد و از خلِیفه (معتصم) خواست که با اجراى کِیفر الهى او را پاک سازد. خلِیفه همه فقها را گرد هم آورد از جمله ابنابىدُؤاد که از علماِی معروف آن زمان بود. ضمنا امام جواد ٧ را نِیز فرا خواند. سپس از علماِی مجلس پرسِید: دست دزد از کجا باِید قـطع شود؟ ابنابىدُؤاد گفت: از مچ دست. خلِیفه پرسِید: دلِیل تو چِیست؟ گفت: زِیرا منظور از دست در آِیه تِیمم: (فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ اَِیْدِِیْکُمْ) مچ دست است.
گروهى از فقها در اِین مطلب با او موافقت کرده و گفتند: دست دزد باِید از مچ قـطع شود، ولى گروهى دِیگر گفتند: لازم است از آرنج قـطع شود، از اِین جهت که دست به مجموع مچ و آرنج گفته مِیشود. معتصم دلِیل آنان را پرسِید، آنان گفتند: زِیرا منظور از دست در آِیه وضو تا آرنج است: (فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَاَِیْدِِیَکُمْ اًّلىَ الْمَرافِقِ)
آنگاه معتصم رو به امام جواد ٧ کرد و پرسِید: نظر شما در اِین مسئله چِیست؟ حضرت فرمود: اِینها نظر دادند، من را معاف بدارِید. معتصم اصرار کرد و قسم داد که شما هم باِید نظرتان را بگوِیِید. حضرت فرمود: حال که قسم دادِی نظرم را مىگوِیم. همه در اشتباهند، فقط باِید انگشتان دزد قـطع شود و بقِیه دست باقى بماند. معتصم گفت: به چه دلِیل؟ حضرت فرمود: زِیرا رسولخدا ٦ فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق مىپذِیرد: صورت، دو کف دست، دو سر زانو، و دو پا. حال اگر دست دزد از مچ ِیا آرنج قطع شود، دستى نمىماند تا سجده نماز را به جا آورد.
ضمنا خداى متعال مىفرماِید: (أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا) سجده گاه ِیعنِی هفت عضوى که سجده بر آنها انجام مىگِیرد از آنِ خداست و آنچه براى خداست، قـطع نمىشود. معتصم جواب امام جواد را پسندِید و دستور داد تنها انگشتان دزد را قـطع کردند و ابنابىدُؤاد نزد حضار، بىآبرو شد و همانجا از فرط شرمسارى و اندوه آرزوى مرگ کرد.[١]
٢٣. نتِیجه تلاش بدون بصِیرت
مردِی در ساحل رودخانه نشسته بود كه ناگهان متوجه شد مردِی در امواج خروشان رودخانه گرفتار شده و كمك مِیطلبد. داخل رودخانه شد و مرد را به زحمت زِیاد به ساحل نجات آورد،
[١] مجمع البِیان، طبرسى، ج ١٠، ص: ٣٧٢.