جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٢١ - ١١ چکییدهای از آداب شرعی خرید و فروش
اول: در قِیمت جنس بِین مشترِیها فرق نگذارد، مگر بهلحاظ فقر و مانند آن.
دوم: در ابتداِی تجارت، شهادتِین را بگوِید، و هنگام معامله تکبِیر بگوِید.
سوم: آنچه را مِیفروشد قدرِی زِیادتر بدهد و آنچه را مِیخرد قدرِی کمتر بگِیرد.
چهارم: اگر طرف مقابل پشِیمان شد و تقاضاِی فسخ معامله را نمود، بپذِیرد.
ب: معاملات مکروه
اول: فروش ملک مگر اِینکه فوراً ملک دِیگرِی بخرد و سرماِیه را راکد نگذارد.
دوم: قصابِی. سوم: کفن فروشِی. چهارم: معامله با افراد پست.
سوم: معامله بِین اذان صبح تا طلوع آفتاب.
چهارم: آنکه فرد کار خود را خرِید و فروش گندم و جو و مانند اِینها قرار دهد.
پنجم: براِی خرِیدن جنسِی که دِیگرِی مِیخواهد بخرد، داخل معامله او شود.
ج: معاملات حرام
اول: خرِید و فروش مشروبات مستکننده، سگ غِیر شکارِی و خوک.
دوم: خرِید و فروش مال غصبِی اگر مستلزم تصرف در آن باشد.
سوم: معامله با پولهاِیِی که از اعتبار ساقط شده، ِیا پولهاِی تقلبِی در صورتِی که طرف معامله متوجه نباشد، ولِی اگر بداند و آن پول مالِیت قابل توجّهِی داشته باشد معامله جاِیز است.
چهارم: معامله با آلات حرام ِیعنِی چِیزهاِیِی که به هِیئتِی ساخته شده که معمولاً براِی استفاده در حرام بکار مِیآِید مانند: بت، صلِیب، وسائل قمار و آلات لهوِی حرام.
پنجم: معاملهاِی که در آن غش باشد، پِیامبر اکرم ٦ فرمود: از ما نِیست کسِی که در معامله با مسلمانان غش کند، خداوند برکت روزِی او را مِیبرد و راه معاش او را مِیبندد و او را به خود وا مِیگذارد.
چند مصداق از مصادِیق غش در معامله
اول: مخلوطکردن جنس خوب با جنس بد ِیا چِیز دِیگر، مثل مخلوطکردن شِیر با آب.
دوم: صورت ظاهرِی خوبدادن به جنس بخلاف واقع مثل آبزدن به سبزِی کهنه.
سوم: جنس را بهصورت جنس دِیگر وانمودکردن مانند، روکشکردن طلا ِیا نقره بدون