جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٩٣ - ١٢ سخاوت امام مهربانیها
حضرت فرمود: بنشين، خداوند مهربان تو را مورد رحمت خويش قرار دهد. سپس مشغول صحبت با اهل مجلس گشت و پاسخ سؤالات ايشان را بيان نمود. هنگامى كه مجلس به پايان رسيد. امام به داخل خانه رفت. پس از لحظاتى از پشت در صدا زد و فرمود: آن مسافر خراسانى كجاست؟ شخص خراسانى گفت: من اين جا هستم.
حضرت دست مبارك خود را از بالاى در اتاق دراز نمود و فرمود: اين دويست درهم را بگير و آن را كمكهزينه خود در سفر قرار بده. هدِیهاِی از طرف من است و لازم نيست آن را صدقه بدهى. مسافر خراسانى پولها را گرفت و خداحافظى كرد. امام از آن اتاق بيرون آمد و كنار چند نفرِی که باقِیمانده بودند نشست. سليمان جعفرى عرض کرد: يابنرسولالله! جان ما به فدايت، چرا چنين كردِید و خود را مخفى نمودِید؟!
حضرت فرمود: نخواستم كه آن شخص غريب نزد من سرافكنده گردد و احساس ذلّت و خوارى نمايد. سپس فرمود: پيامبر اکرم ٦ فرمود: هر كس خدمت يا كار نيكى را دور از چشم ديگران انجام دهد، خداوند ثواب هفتاد حجّ به او عطا نمايد و هر كس كار زشت و قبيحى را آشكارا انجام دهد، خوار و ذليل گردد.[١]
١٢. سخاوت امام مهربانِیها
غفارى مىگويد: مردى به نام طيس از من طلبى داشت و آن را مطالبه مِیکرد، مردم نيز از او دفاع مىكردند، چون خود را درمانده يافتم و ديدم او دستبردار نيست و من هم نمىتوانم طلب او را بپردازم تصمِیم گرفتم بعد از نماز صبح در مسجدِی كه در آن وقت نزديك مدينه بود بروم و به امام رضا ٧ پناه ببرم، وقتى نزديك خانه آن حضرت رسيدم، ديدم آن حضرت بر حِیوانِی سوار است، ولِی خجالت كشيدم خواستهام را مطرح کنم.
حضرت به طرف من آمد. وقتى به من رسيد بعد از سلام و احوالپرسِی عرض كردم: قربانت گردم غلام شما طيس از من طلبى دارد و در دريافت آن پافشارى مىكند و من را رسوا كرده است. اصلاً نگفتم او چقدر طلب دارد پيش خود گفتم حتماً حضرت به طيس مِیفرماِید، به غفارى مهلت بده.
[١] بحار الأنوار، ط دار الاحِیاء التراث، مجلسي، محمد باقر،ج ٤٩، ص: ١٠١، ح ١٩.