جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٨٧ - ٤ مناظره هشام با دانشمند شامى
كرد: من به علم كلام و فقه و فرائض کاملا آگاه هستم و براى مناظره با شما و شاگردان شما به اينجا آمدهام، امام فرمود: سخنان تو از گفتار پِیامبر اکرم ٦ گرفته شده يا از خودت است؟ دانشمند شامى گفت: هم از گفتار پِیامبر اکرم است و هم از خودم، آمِیختهاى از هر دو. امام فرمود: پس تو شريك پِیامبر اکرم هستى؟ دانشمند شامى گفت: نه، شريك او نيستم. امام فرمود: آيا بر تو وحى نازل مىشود؟ دانشمند شامى گفت: نه. امام فرمود: آيا همچنان که اطاعت پِیامبر را واجب مىدانى، اطاعت از خود را واجب مىدانى؟
دانشمند شامى گفت: آرِی، اطاعت خود را واجب مىدانم. آن گاه امام صادق ٧ به يونسبنيعقوب که در آنجا حاضر بود فرمود: اى يونس! اين مرد، قبل از آن كه به بحث و مناظره بپردازد، خود را محكوم نمود زيرا بدون دليل، سخن خود را حجّت دانست.«با توجّه به اِینکه اعتراف کرد سخن او از پِیامبر نِیست و وحِی هم بر او نمِیشود» اى يونس! اگر علم كلام را به خوبى مىدانستى مِیتوانستِی با اين مرد شامى مناظره کنِی. يونس گفت: مگر شما از علم کلام نهِی نفرمودهاِید؟
امام فرمود: آنچه من نهى كردهام آن است كه سخن ما را رها كنِید و به آنچه صرفا به نظر خودتان مِیرسد تكيه كنِید، اى يونس! اكنون برو و هر كدام از شاگردان من را دِیدِی به اينجا بياور. يونس گفت: من از حضور امام صادق بيرون رفتم و سه نفر به نامهاى: حمرانبن اعين، مؤمن طاق احول و هشامبنحكم و قيسبنماصر را آوردم. آنان نِیز با دانشمند شامى مناظره كردند و همگِی بر او پيروز گشتند... [١]
٤. مناظره هشام با دانشمند شامى
امام صادق ٧ در جلسه مناظره فوق كه در مكه بين شاگردانش با دانشمند شامى برقرار شده بود به دانشمند شامى رو كرد و فرمود: با اين جوان ِیعنِی هشامبنحكم گفتگو كن. دانشمند شامى، آمادگى خود را براى مناظره با هشام اعلام كرد.
دانشمند شامى گفت: اى جوان! درباره امامت اين مرد «امام صادق» که شما مدعِی امامت او هستِید با هم گفتگو كنِیم. هشام رو به او کرد و گفت: آيا خداوند خير و سعادت بندگانش را بهتر و بيشتر مىخواهد يا بندگان او؟ مرد شامى گفت: البته که خداوند بيشتر مىخواهد.
[١] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ١ ص: ١٧١.