جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٣٣٨ - ١٩ ایجاد مذهب جدید، از مصادیق بارز بدعت
هم در زمين» به استناد اِین آِیه مِیگوِیند: شما خداِی زمين هستيد» امام صادق ٧ فرمود: اى سدير! گوش و چشم و پوست و گوشت و خون و موى من از چنِین کسانِی بيزار است. خدا هم از آنان بيزار است، آنان به دين من و دين پدران من نيستند. (مَا هَؤُلَاءِ عَلَى دِينِي وَ لَا عَلَى دِينِ آبَائِ) خداوند در روز قيامت نسبت به آنها خشمگين است.
سدير پرسِید: پس شما چه جاِیگاهِی داريد؟ حضرت فرمود: ما معدن علم خدا، ترجمه كننده وحِی خدا هستيم و معصوم از هر نوع خطا در گفتار و عمل هستِیم، خداوند به همه مردم دستور داده كه از امر ما اطاعت كنند و از نافرمانى ما نهى نموده است، ما حجت خدا بر تمام مخلوقات آسمان و زمين هستِیم. [١]
١٩. اِیجاد مذهب جدِید، از مصادِیق بارز بدعت
بعد از فوت امام كاظم ٧ اموالى در نزد وكلاِی آن حضرت باقِی مانده بود. برخِی از آنان به خاطر طمعورزِی و تصرف در آن اموال مُنكر امامت امام رضا ٧ شده و مذهب وافقيه را تشكيل دادند. با اِینکه پِیامبر اکرم در حدِیث غدِیر تصرِیح نموده بود که خلفاء بعد از من دوازده نفرند و نام ِیک ِیک آنان را بِیان نموده بود.
نزد زيادِ قندى، هفتاد مِیلِیون اشرفى و نزد علىبنابىحمزه سى هزار اشرفى بود. يونس بنعبدالرحمان مردم را به امامت حضرت رضا فرا خواند و مذهب واقفِیه را باطل دانست. وكلاِی امام كاظم ٧ به او پيغام دادند که چرا مردم را به حضرت رضا دعوت مِیکنِی، اگر منظور تو پول است تو را از مال دنِیا بِینياز مِیكنيم. دو نفر به نام زياد قندى و علىبنابِیحمزه ضامن شدند كه ده هزار اشرفى به او بدهند تا ساكت شود و حرفى نزند.
ولِی يونسبنعبدالرحمان در جواب آنان گفت: از امام صادق ٧ روايت شده كه فرمود: هرگاه بدعت در ميان مردم ظاهر شود، بر پيشواى مردم لازم است كه علم خود را ظاهر كند و مردم را از منكرات باز بدارد. اگر چنِین نكند خداوند نور ايمان را از او مِیگيرد. در هيچ حالى من جهاد را ترك نمِیكنم. پس از اين صراحتگوِیِی يونس، آن دو نفر با او دشمن شدند.[٢]
[١] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ١ ص: ٢٦٩ ح ٦
[٢] منتهِی الامال، شِیخ عباس قمِی، ج٢ ص: ٢٥٣.