جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٧١ - ٢ تجسّم فحش و ناسزاگویی
هشتم: آداب حرف زدن
١. مراقبت در گفتار حتِّی در حال دعا
روزِی حضرت يوسف ٧ در زندان دست به دعا برداشت و به خدا عرض کرد: بار خدايا! به چه جهت سزاوار زندان شدم؟ خداوند به او وحى نمود كه تو خود زندان را انتخاب كردى، آن گاه كه گفتى: «پروردگارا من زندان را خوشتر مِیدارم از آنچه اِین زنان من را به سوى آن مِیخوانند. چرا نگفتى: عافيت را خوشتر دارم از آنچه من را به سوى آن فرا مِیخوانند؟! (هَلاّ قُلتَ: العافِيَةُ أحَبُّ إلَيَّ مِمّا يَدعونَني إلَيهِ) [١]
٢. تجسّم فحش و ناسزاگوِیِی
سه نفر يهودى پشت سر هم آمدند و به جاِی گفتن کلمه: «سلام» به پِیامبر اکرم ٦ گفتند: «السام عليكم» کلمه: «سام» در عربِی به معناى مرگ است و به حسب ظاهر در تلفظ مثل سلامکردن است. آن سه نفر از قبل توطئه كرده بودند با همِین تعبير سلام كنند تا هم تحيت اسلامى را به مسخره بگِیرند، و هم به جاى سلام، مرگ بر آن حضرت بفرستند.
پِیامبر اکرم ﷺ از خطاِی آنها اغماض کرد گوِیا چنِین حرفِی را اصلا نشنِیده است ولِی با اِین حال در جواب هرِیک از آنها فرمود: «عليكم» بر شما باد.
عايشه نسبت به آن سه يهودى، خشمگين شد و در جواب آنها گفت: (عَلَِیْکُمُ السَّامُ وَ الْغَضَبُ وَ اللَّعْنَهًُْ ِیَا مَعْشَرَ الِْیَهُودِ ِیَا إِخْوَهًَْ الْقِرَدَهًْ وَ الْخَنَازِِیرِ) مرگ و لعنت خدا بر شما باد اى گروه يهود و اى برادران مِیمونها و خوكها.
رسول اكرم به عايشه فرمود: اى عايشه! اگر ناسزاگوِیى، بهصورتى مجسّم گردد، صورت زشتى خواهد داشت، نرمش و مدارا بر هيچ چيز نهاده نشد مگر اين كه آن چيز را زينت داد و از هيچ چيز برداشته نشد، مگر اين كه آن چيز را زشت كرد. [٢]
[١] بحار الانوار علامة مجلسي، ج١٢ ص: ٢٤٧ به نقل از سبک زندگِی اهلبِیت، غلامرضا حِیدرِی ابهرِی، ص٦٠٨.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص: ٦٤٨.