تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٧٩ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
جواب لو لا خواهد بود و مفضى بنفى طبع از ايشان و حال آنكه حقتعالى طبع قلوب ايشان نموده يعنى حكم كرده كه دل آنها چيزى در نمييابد يا علامتى بر آن وضع فرموده تا فرشتگان بدانند كه ايشان تدبر نميكنند تا سخن حق را دريابند فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ پس ايشان نميشنوند از روى فهم و عبرت چه اگر دل منشرحست و در مييابد و ميشنود پس گوش دل از استماع سخن فايده دارد نه گوش كل و بواقى معنى طبع و ختم بر وجه تفصيل در اوايل سورة البقرة گذشته فليطالع ثمة پس بجهت تسليه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله ميفرمايد كه تِلْكَ الْقُرى آن شهرها كه نسبت بامم مذكوره داشت چون احقاف و حجر و مؤتفكات و غير آن نَقُصُّ عَلَيْكَ خواندهايم بر تو مِنْ أَنْبائِها بعضى از خبرهاى آن صاحب انوار گفته كه نقص حال مقيده است اگر قرى خبر باشد و خبر است اگر قرى صفة باشد و ميتواند بود كه هر دو خبر باشد و من براى تبعيض است اى بعض ابنائها و اما غيرها لا نقصها وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ و بدرستى كه آمدند باهالى آن ديهها رُسُلُهُمْ پيغمبران ايشان چون هود و صالح و لوط و شعيب عليهم السلام بِالْبَيِّناتِ بمعجزات روشن و دلايل واضحه فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا پس نبودند كه ايمان آرند بعد از آمدن رسل بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ بآنچه تكذيب ميكردند قبل از آمدن ايشان يعنى مستمر بودند بر تكذيب و عناد و جحود و يا نبودند كه بگروند در مدت عمر خود بآنچه تكذيب ميكردند در اول حال كه رسل بايشان آمده بودند و دعوت متطاوله رسولان و آيات متابعة در ايشان اثر نكرد و تكرار دعوت و تتابع معجزات اصرار و شكيمه ايشان را كه در كفر داشتند رفع نكرد و معنى لام تاكيد نفى است و تنبيه بر آنكه ايمان آوردن منافى حال ايشان بود كه آن تصميم ايشان بود در كفر از مجاهد مرويست كه معنى آيه آنست كه ما هلاك نكرديم ايشان را مگر آنكه دانستيم كه ايشان هرگز ايمان نيارند پس اين بمنزله آيه وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ است كَذلِكَ هم چنان كه مهر نهاديم بر دلهاى كافران گذشته يَطْبَعُ اللَّهُ مهر نهاد خداى تعالى عَلى قُلُوبِ الْكافِرِينَ بر دلهاى كافرانى كه علم او تعلق گرفته باشد بعدم ايمان ايشان مراد كفار قريشاند يعنى علامتى در دلهاى ايشان پيدا كند تا فرشتگان بآن عالم شوند كه هرگز ايمان نيارند و ايشان را لعن و طعن كنند يا حكم كند بر رسوخ كفر ايشان و يا طبع قلوب ايشان عبارت از آنست كه هر چند انبيا ايشان را دعوت ميكردند و آيات بينه بايشان مينمودند عناد و جحود ايشان بيشتر مىشد و زنگ كفر بر آينه دل ايشان بيشتر مينشست و تيرگى