تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٦١ - سوره هود(١١) آيات ٨٠ تا ٨٩
يعنى درمانده و محتاج نيستيد كه داعى باشد شما را بخيانت بلكه منعم و توانگريد و رسم حق گذارى آنست كه مردمان را از مال خود بهرهمند سازيد نه آنكه از حقوق ايشان باز گيريد وَ إِنِّي بدرستى كه من أَخافُ عَلَيْكُمْ ميترسم بر شما باين خيانت كه ميكنيد در مال يكديگر عَذابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ عذاب روزى كه گرد آينده شما باشد كه هيچكس از شما از آن نرهد توصيف يوم باحاطه كه صفت عذابست بجهت وقوع آنست در او يعنى در آن روز عذابى گرد شما فرو گيرد كه هيچكس از آن رهايى نيابد مراد عذاب قيامتست يا عذاب استيصال و چون نهى كرد از آن تنقيص كيل و وزن امر كرد بايفاى آن كه ضد آنست بجهة مبالغه در آن و فرمود كه وَ يا قَوْمِ و اى گروه من أَوْفُوا الْمِكْيالَ تمام پيماييد مكيل را به پيمانه وَ الْمِيزانَ و تمام بسنجيد موزونات را بترازو بِالْقِسْطِ بعدل و سوية بدون زياده و نقصان چه ازدياد ايفاء مندوبست نه مامور به و آن قوم با وجود خيانت در كيل و وزن هر چه مىخريدند از ثمر آن چيزى باز ميگرفتند و اطراف درم و دينار را نيز ميبريدند شعيب فرمود كه وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ و كم نكنيد مردمان را أَشْياءَهُمْ چيزهاى ايشان را يعنى ببهاى هر چه ميخريد يا قراضه كه از درم و دينار ميبريد و در انوار گفته كه اين تعميم بعد از تخصيص است چه اين اعم از آنست كه در مقدار باشد يا غير آن و كذا قوله وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ و غايت تباهى مجوئيد در زمين شهر خود در حالتى كه تباهكاران باشيد عثو اعم است از تنقيص حقوق و غير آن از انواع فساد و گويند مراد ببخس مكس است چون اخذ عشور از معاملات و عثو سرقت است و قطع طريق و غارت و فايده حال اخراج آن چيزيست كه مقصود بآن اصلاح باشد مانند فعل خضر عليه السّلام چه عثو اعم از آنست كه متضمن افساد باشد يا اصلاح و گفتهاند معنى آنست كه (و لا تعثوا فى الارض مفسدين امر دينكم و مصالح آخرتكم) بَقِيَّتُ اللَّهِ آنچه خدا باقى گذارد براى شما بعد از ترك حرام خَيْرٌ لَكُمْ بهتر است شما را از آن چه بوجه تطفيف و خيانت جمع ميكنيد إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر هستيد باور دارندگان مر قول مرا و يا بشرط آنكه ايمان آريد چه خيريت آن چيز باستتباع ثوابست و نجات و اين مشروط است بايمان و گويند بقية اللَّه طاعتست لقوله تعالى وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ و نيستم من بر شما بِحَفِيظٍ نگاهبان كه شما را بجبر و قهر از قبايح باز دارم يا از عذاب محافظت كنم و يا حفظ نعمتى كنم كه بر شما است و نگذارم كه بجهت افساد شما زوال پذير شود بلكه