تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٥٥ - سوره يونس(١٠) آيات ١ تا ٩
ميكند دلايل قدرت خود را لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ براى گروهى كه ميدانند يعنى در آن انديشه ميكنند و بجهت تامل از آن نفع ميگيرند چه هر كه تامل كند مييابد كه شمس و قمر دو آيتند از آيات الهى كه اعظم دلالاتند بر وحدانيت و علم و قدرت او سبحانه از حيثيت مخلوقيت ذات آنها و خلق ضياء و نور در آنها و دوران و قرب و بعد آنها و مشارق و مغارب و كسوف و خسوف آنها و انتشار شعاع شمس در عالم و تاثير آن در حر و برد و اخراج نبات و طبخ ثمار بجهت آن و تماميت و نقص قمر كه بسبب آن اول و وسط و آخر ماه معلوم ميشود و حساب شهور و ايام و شتا و صيف بآن دانسته ميشود و اينها نعم عظيمهاند از حقتعالى بر بندگان در دين و دنيا لهذا در عقب آن فرمود كه ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِ إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ بدرستى كه در آمد و شد شب و روز از پس يكديگر يا در مخالفت ايشان بنور و ظلمت و يا درازى و كوتاهى هر يك كه گاهى شب كاهد و در روز افزايد و وقتى روز نقصان پذير شود و شب متزايد گردد وَ ما خَلَقَ اللَّهُ و آنچه آفريده است خدا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ در آسمانها و زمينها از انواع كائنات از آفتاب و ماه و كواكب و سيار و ثوابت و انواع ملائكه و عرش و كرسى و لوح و قلم و انواع حيوانات و نباتات و جمادات از آدميان و پريان و بهايم و وحوش و طيور و سباع و كوه و دريا و معادن و اصناف اشجار و زروع و نباتات و غير آن لَآياتٍ هر آينه نشانها است بر وجود صانع و وحدت او و كمال علم او و نفاد قدرت او لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ مر گروهى را كه بترسند از عواقب احوال و خواتيم امور يعنى از حال و مال و معاد خود برانديشند و از رسوايى حشر ترسان گردند و بجهت اين از معاصى اجتناب كنند چه آن انديشه و خوف باعث خواهد بود ايشان را بر تفكر و تدبر و انتفاع ايشان بآن از ابن عباس مرويست كه سبب نزول اين آيه آن بود كه كفار گفتند اى محمد بما آيتى بنما تا بتو ايمان آوريم حق تعالى اين آيه فرستاد و گفت اين همه آيات و حجج دلايلند بر الوهيت و وحدانيت من و ليكن كسى را كه در او انديشه و تفكرى كند و بآن علم به وحدانيت و علم و قدرت من حاصل كند بعد از آن تهديد مكذبان معاد ميكند كه غفلت ورزيدهاند از ادله متقدمه و ميفرمايد إِنَّ الَّذِينَ بدرستى كه كه لا يَرْجُونَ لِقاءَنا اميد ندارند بثواب و عقاب ما و دال بر حذف مضاف است كريمه هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اى ياتى ملائكة اللَّه و ترك اضافه بجهت تعظيم امر مذكور است و نمىتواند بود كه كلام بر ظاهر خود باشد بجهة استحاله رؤيت او سبحانه بدلايل قاطعه يعنى آنان كه منكر آخرتند كه محل مجازات عمل است و رضوا