تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢١ - سوره الأنفال(٨) آيات ٦٠ تا ٦٩
گفته بودم و بخداى كه هيچكس بر آن مطلع نبود و آن بدرهها را در شب تار باو دادم ترا از اين كه خبر كرده فرمود كه آفريدگار من بمن پيغام فرستاد عباس گفت انا اشهد ان لا اله الا اللَّه و انك عبده و رسوله پس فداى خود و سه كس ديگر بداد و چون از همه اخذ فديه كردند آيه مذكوره نازل شد و مرويست كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كاره اخذ فديه بود چون سعد معاذ كراهت حضرت را دريافت گفت يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله اين اول حربى است كه در آن با مشركان كارزار كردهايم مراد تو آنست كه اثخان ايشان كنى تا هيچ مشركى طمع در خلاف و قتال تو نكند فرمود آرى چنين است كرهت ما كرهت آنچه تو از آن كراهت داشتى از اخذ فديه منهم از آن كراهت داشتم ليكن رايت ما صنع لقوم اما ديدم كه قوم مايل اخذ فديهاند و بدانكه اهل خلاف چون احمد بن حنبل و غيره استدلال كردهاند باين قصه بر جواز اجتهاد بر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله چه اخذ فديه بوحى بود و اگر نه حقتعالى انكار آن نميكرد و جواب از اين آنست كه جايز است كه آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله اول مخير بوده باشد ميان قتل و فدا و قتل اولى بوده باشد و عتاب بر ترك آن باشد و نيز معلوم شد كه آن حضرت كاره فدا بود پس عتاب راجع بغير او بوده باشد كه ابو بكر است و اتباع او از ابن عباس و قتاده مرويست كه انكار فدا بجهت قلت مسلمانان بود و كثرت مشركان چون قضيه منعكس گشت ماذون شدند در اخذ فدا بكريمه فامامنا بعد و اما فداء پس سبب منع خدا در بداية اسلام اراده ارهاب كفار بود و القاى رهب در قلوب ايشان بجهت اعزاز دين و نصرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و اين حاصل نمىشد مگر بكثرت قتل پس چون مسلمانان بسيار شدند مراد اللَّه تعالى حاصل گشت بسبب كثرت ايشان حكم بجواز مفادات نازل شد و قوله لو لا كتاب الخ نزد مجاهد مفسر است به اينكه اگر نه آن ميبود كه حقتعالى بر ذنب عذاب نميفرمايد مگر بعد از نهى از آن هر آينه شما را عذاب ميكرد و ليكن اين از او سبقت نكرده پس بجهت اين عذاب شما نفرمود و جبائى گفته كه اگر نه آن بودى كه حقتعالى بر صغاير كسى را معذب نسازد هر آينه تعذيب شما كردى و ابن جبير بر آنست كه اگر نه آنست كه در سابق علم الهى مقرر شده كه بعد از اين فدا بر شما حلال باشد شما را عذاب كردى و جبائى گفته كه مراد بكتاب قرآنست يعنى اگر كتاب خدا در ميان شما نمىبود كه سبب امنيت بندگان است از عذاب شما را عذاب ميكرد و صاحب كنز العرفان فرموده كه اين كلام محتمل دو معنى ديگر هست يكى آنكه اگر نه حكم او سبقت گرفته كه امت محمد صلّى اللَّه عليه و آله معذب نشوند بر معصيت هم چنان كه امم سابقه بآن معذب مىشدند شما را عذاب ميكرد باخذ فدا دوم آنكه اگر نه آن بودى كه در خطا در اجتهاد مؤاخذه نكردى شما را باين اجتهاد خطا معذب فرمودى و بيان خطاى ايشان آن بود كه گفتند مصلحت نيست در قتل اسارى بجهت رجاى اسلام از ايشان و اخذ فدا جهة مصلحت مسلمانان زيرا كه اكثر ايشان فقيراند و مركوبى ندارند و شكى نبود در آنكه اگر نه آن بودى كه مصلحت مسلمانان جزيه بود و اثخان در ارض مصلحت كليه پس در حين تعارض هر دو كليه