تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠١ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
ميان قوم من يعنى در ميان ايشان خليفه من باش وَ أَصْلِحْ و بصلاح آور هر كارى را كه شايسته صلاح باشد از امور ايشان يا هميشه مصلح باش وَ لا تَتَّبِعْ و پيروى مكن سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ راه تباه كاران را يعنى پيروى كسانى مكن كه تو را بطريق فساد خوانند در آيه دلالت است بر آنكه منزلت امامت منفصل است از نبوت و در آن داخل نيست زيرا كه هارون پيغمبر بود پس اگر خلافت مستلزم نبوت ميبود موسى را احتياج نميبود كه استخلاف او كند و او را قايم مقام خود گرداند و از جمله عجايب آنست كه اهل خلاف با آنكه قايلند كه موسى در غيبت چهل روز هارون را خليفه و وصى خود گردانيد تا امر امت او مختل نشود و ميگويند كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله وصيت نفرمود و هيچكس را خليفه نگردانيد و كار امت خود را تا قيامت هرج و مرج بگذاشت وَ لَمَّا جاءَ مُوسى و آن هنگام كه آمد موسى با هفتاد كس از اخيار قوم خود لِمِيقاتِنا بوقتى كه ما مقرر كرده بوديم يعنى بمكانى كه موقت ساخته بوديم براى او و امر كرده بوديم كه بآنجا آيد و ممكن است كه مراد از ميقات زمانى باشد كه حقتعالى موقت كرده باشد كه موسى بطور آيد در آن زمان و لام از براى اختصاص است يعنى مختص بود آمدن او بميقات ما وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ و سخن گفتن با وى پروردگار وى يعنى شنوانيد او را كلام خود بدون سفير وحى اگر چه اينجا ذكر نكرده كه موسى از كدام موضع استماع كلام حقتعالى ميكرد اما در موضع ديگر بيان فرموده كه استماع كلام از شجره كرده پس شجره محل كلام باشد چه كلام عرضست قايم نمىشود مگر بجنس و گويند در اينموضع استماع كلام از غمام نمود و در تبيان آورده كه چون حقتعالى خواست كه با موسى سخن گويد بفرمود تا هفت فرسخ گرداگرد طور ظلمت فرو گرفت و چون موسى قدم در ظلمت نهاد ملكين كانبين را از او دور كردند و آسمان را بنظر وى در آوردند ملائكه را ديد در هوا ايستاده و عرش عظيم ظاهر گشت پس حقتعالى با وى سخن گفت و در ينابيع مذكور است كه او را بيست و چهار هزار كلمه شنوانيد و بروايتى هفتصد هزار و اصح نود و چهار هزار و در كشاف فرموده كه چهل شبانه روز از حقتعالى سخن شنيد و از جام كلام ملك علام جرعه ذوق محبت چشيد چون موسى از مناجات فارغ شد و آن هفتاد هزار كس از اخيار قوم كه همراه آورده بودند در خارج حجاب ايستاده بودند گفتند اى موسى ما هم همهمه مىشنيديم نميدانيم كه كلام مخلوق بود يا كلام خدا ما باز نگرديم و تصديق نكنيم تا آنكه بچشم او را نه بينيم و بذلك اخبر سبحانه فى قوله يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً پس موسى بزبان قوم خود قالَ گفت رَبِّ أَرِنِي اى پروردگار من بنما بمن ذات خود را أَنْظُرْ إِلَيْكَ تا نظر كنم بسوى تو