تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٥٨ - سوره هود(١١) آيات ٨٠ تا ٨٩
عملهاى بد باز دارد قالُوا گفتند ايشان در جواب لوط لَقَدْ عَلِمْتَ بدرستى كه تو ميدانى كه ما لَنا نيست ما را فِي بَناتِكَ در دختران تو مِنْ حَقٍ هيچ حاجتى وَ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ و بدرستى كه تو ميدانى ما نُرِيدُ آنچه ما ميخواهيم از اتيان بذكر آن
قالَ فرمود لوط در جواب ايشان كه لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً كاشكى مرا ميبود بر دفع شما قوتى و ميتواند بود كه لوط بر شرطية خود باقى باشد نه بمعنى تمنى و جواب آن محذوف باشد و معنى اينكه اگر مرا در نفس خود قوتى باشد هر آينه شما را دفع كنم أَوْ آوِي يا پناه گيرم و بازگردم إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ بر كنى سخت يعنى عشيره و قبيله كه بمدد ايشان منع شما توانم كرد مرويست كه جبرئيل عليه السّلام چون اين سخن از لوط بشنيد گفت ان ركنك لشديد و در احاديث صحاح وارد است كه حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه
رحم اللَّه اخى لوطا كان يأوي الى ركن شديد
يعنى بخدا پناه گرفت و خدا او را يارى داد چه ملجاء در ماندگان و پناه عاجزان جز درگاه او نيست و آوردهاند كه لوط در خانه را فرو بسته بود و از پس در با قوم خود مجادله ميكرد ايشان ديوار را بشكافتند و خواستند كه بخانه درآيند لوط بغايت مضطرب شد و اندوهناك گشت ملائكه چون او را بآن اضطراب و جزع ديدند قالُوا يا لُوطُ گفتند اى لوط إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ بدرستى كه ما فرستادگان پروردگار توايم و بجهة عذاب ايشان نازل شدهايم دل قوى دار كه ايشان لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ نرسند باضرار و ايذاى تو يعنى ضرر ايشان بتو متوجه نشود و قدم از ميان بيرون نه و ايشان را با ما گذار پس لوط در را گشوده ايشان باندرون آمدند و قصد فرشتگان كردند جبرئيل پيش ايشان باز شد و پر خود را بر رويهاى ايشان ماليد همه كور شدند و از خانه لوط بيرون رفتند و ميگفتند حذر كنيد كه مهمانان لوط ساحرند و ما را بسحر كور كردند جبرئيل فرمود كه اى لوط فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ پس ببر كسان خود را بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ بپاره از شب يعنى بعد از گذشتن برخى از شب و ابن عباس فرمود كه ببر آنها را در تاريكى شب تا كسى شما را نه بيند وَ لا يَلْتَفِتْ و بايد كه واپس ننگرد مِنْكُمْ أَحَدٌ از شما يكى إِلَّا امْرَأَتَكَ استثنا است از قوله فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ يعنى همه اهل خود را ببر مكر زن خود را كه او كافره است و ميتواند بود كه استثنا باشد از قوله لا يلتفت مانند ما فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ و نصب او نظر باصل استثنا باشد و اگر چه افصح رفع است بر بدليت هم چنان كه قرائت ابن عامر و ابو عمرو است و مؤيد احتمال اخير است اينكه در روايت آمده كه چون لوط با اهل خود از