تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٢٦ - سوره التوبة(٩) آيات ١٠٠ تا ١٠٩
عمل ميكرديد و آگاهى او بمجازات خواهد بود بر آن فعل قبل از اين گذشت كه متخلفان از اهل اسلام كه بر وجه توانى و تقصير تخلف كرده بودند نه بر وجه نفاق ده كس بودند بر قول مشهور و قصه هفت تن مذكور شد و سه كس ديگر كه كعب بن مالك بود و هلال بن اميه و مرادة بن ربيع كه از اوس و خزرج بودند خود را نبسته بودند اما پيش حضرت آمده بگناه خود معترف شدند و حضرت حكم فرمود كه از نزد من برويد تا بهبينم حقتعالى در حق شما چه حكم ميكند پس اهل ايمان را منع فرمود از مكالمه و مجالست با ايشان حقتعالى در شان ايشان فرستاد كه وَ آخَرُونَ و ديگر از متخلفان مُرْجَوْنَ تاخير كرده شدگانند و بازداشتگان يعنى موقوفست امر ايشان لِأَمْرِ اللَّهِ براى نزول فرمان خدا در باره ايشان إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ يا عذاب كند خدا ايشان را اگر اصرار كنند بر آن گناه وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ و يا قبول توبه فرمايد بر ايشان اگر ندامت ورزند از آن ترديد براى عباد است و اگر نه عند اللَّه تردد نيست و در اين دليل است بر آنكه كلا الامرين باراده حقتعالى است وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خدا دانا است بر احوال ايشان حَكِيمٌ حكمكننده است با رجاى ايشان و چون اين سه كس به نيت خالص توبه كردند از تخلف و منقاد امر الهى شدند حقتعالى بر ايشان رحم كرده از سر ايشان بگذشت و مرويست كه پنجاه شبانه روز اهل ايمان با ايشان مجالسه و مكالمه نكردند زنان ايشان نزد پيغمبر (ص) آمدند و گفتند يا رسول اللَّه (ص) ما از خانهاى ايشان بيرون مىآئيم فرمود نه و ليكن تمكين مكنيد در مقاربت ايشان پس زنان نيز از ايشان كناره گرفتند و ايشان مضطرب شده و در اينمدت خيمه در صحرا زدند و در آنجا بتضرع و زارى ميگذرانيدند و با خوف و اضطراب بودند تا آنكه بعد از مدت مذكوره در حق ايشان آيه وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا الخ نازل شد مؤمنان بسرعت تمام نزد ايشان رفتند و بشارت قبول توبه ايشان رسانيدند كعب بن مالك روايت كرده كه بعد از اين بشارت بخدمت حضرت رسالت شتافتم چون بمسجد رفتم روى مبارك آن حضرت را ديدم كه بجهت سرور و شادى مانند قمر مستنير شده بود و علامت سرور آن حضرت استناره وجه مبارك وى بود چون مرا بديد فرمود
ابشر بخير
گفتم يا رسول اللَّه (امن عند اللَّه او من عندك) فرمود
من عند اللَّه
يعنى قبول توبه شما از نزد خدا است پس من ثلث مال خود را بشكرانه اين تصدق كردم آيه دليل است بر صحت مذهب ما در جواز عفو از عصات زيرا كه او سبحانه بيان فرموده كه امر ايشان با خدا است اگر خواهد عذاب كند و اگر خواهد قبول توبه ايشان كند پس قلم عفو بر خط جريمه اعمال ايشان كشد و نيز دليلست بر آنكه قبول توبه تفضل است از خدا زيرا