تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨١ - سوره التوبة(٩) آيات ٥٠ تا ٥٩
ايشان كاهلانند يعنى بنماز مىآيند بكسالت و كراهت نه بصدق و ارادت وَ لا يُنْفِقُونَ و نفقه نمى كنند در راه خدا يعنى زكاة مفروضه نمىدهند إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ مگر در حالتى كه ايشان ناخواهانند يعنى بكراهت نفقه ميكنند زيرا كه باداى نماز و زكاة اميد ثواب ندارند و بترك آن از عقاب و عتاب نمىترسند در آيه دلالتست بر آنكه كفار مخاطباند بشرايع زيرا كه حقتعالى مذمت ايشان كرده بر ترك صلاة و زكاة و اگر بر ايشان واجب نميبود بترك آن مذموم نميشدند فَلا تُعْجِبْكَ پس بايد كه ترا بشگفت نيارد اى سامع و يا خطاب بآن حضرتست و مراد امةاند يعنى مؤمنانرا ميفرمايد كه بايد متعجب نگرداند شما را أَمْوالُهُمْ مالهاى منافقان وَ لا أَوْلادُهُمْ و نه فرزندان ايشان چه كثرت اموال و اولاد استدراج و وبال است بر ايشان كما قال إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ جز اين نيست كه ميخواهد خدا لِيُعَذِّبَهُمْ تا عذاب كند ايشان را بِها بدانها فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا بسبب تعب و مشقت در جمع مال و حفظ آن و آنچه بديشان ميرسد از مصائب و شدايد فرزندان وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ و بيرون رود جان هاى ايشان از ابدان بصعوبت بسيار وَ هُمْ كافِرُونَ در حالتى كه ايشان كافران باشند يعنى بر كفر به ميرند مراد آنست كه ايشان مشغول تمتع مال و فرزند شده نظر در عاقبت و خاتمت كار خود نكنند و بر كفر بميرند و آن هنگام نه مال ايشان را دست گيرد و نه فرزند بفرياد ايشان رسد و چه نيكو گفتهاند كه شعر
|
چون مرگ كشد گردن گردان در بند |
نتوان بستيزه جست از آن خم كمند |
|