تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٠ - سوره التوبة(٩) آيات ٥٠ تا ٥٩
بدوان أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ اينست كه برساند خدا بشما بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ عذابى از نزديك خود كه آن صيحه و رجف و خسف است تا بآن هلاك شويد و يا مراد عذاب اخروى است أَوْ بِأَيْدِينا يا برساند عذابى بشما بدستهاى ما كه شما را بسبب ظهور كفر و نفاق شما بر ما بقتل رسانيم فَتَرَبَّصُوا پس انتظار بريد آن را كه بما ميخواهيد از خوبى عاقبت إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ بدرستى كه ما با شما منتظرانيم آن را كه بشما ميخواهيم از بدى عاقبت و بعضى گفتهاند كه معنى آنست كه شما انتظار هلاك ما كشيد كه ما نيز منتظر هلاك شمائيم و يا متربص مواعيد شيطانى باشيد در ابطال دين خدا كه ما متربص مواعيد خدائيم در اظهار دين او و نصرت پيغمبر او صلّى اللَّه عليه و آله و استيصال مخالفان او و بر هر تقدير امر بانتظار بر سبيل تهديد است كقوله تعالى اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ اين تفسير آيه سابقست اعنى قوله قُلْ لَنْ يُصِيبَنا الخ بعد از آن بيان عدم ترتب ثواب بر انفاق ايشان ميكند بقوله قُلْ بگو اى محمد (ص) أَنْفِقُوا نفقه كنيد اين امريست در معنى خبر يعنى چون نفقه كنيد طَوْعاً از روى طوع و رغبت أَوْ كَرْهاً يا بر وجه كره و نفرت به هيچ وجه لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ قبول كرده نخواهد شد از شما فايده ذكر طوع و كره مبالغه است در تساوى انفاقين در عدم قبول مرويست كه جندب بن قيس با حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله گفت من اجازه تخلف ميطلبم چه آمدن من بحرب بنى الاصفر متعسر است اما لشگر ترا بمال خود مددكارى نمايم حقتعالى اين آيه فرستاد كه اى محمد انفاق او مقبول الهى نشود و نفعى باو نرساند و در انوار گفته كه نفى تقبل محتمل امرين است يكى آنكه معنى اين باشد كه آن مال را از شما فرا نگيرند و بنا بر اين نهى مسلمانان باشد از آنكه اخذ مال كنند از اهل نفاق كه بسبب رخصت در تخلف انفاق كنند دويم آنكه ثوابى بر آن مترتب نشود و قوله إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقِينَ تعليل عدم تقبل است بر سبيل استيناف يعنى بدرستى كه شما هستيد گروهى بيرون رفتگان از دايره اسلام و اقسام تصدقات و مبرات و ساير انفاقات از كافر مقبول نيست و بعد از آن در تقرير اين معنى ميفرمايد كه وَ ما مَنَعَهُمْ و باز نداشت ايشان را أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ از آنكه قبول كرده شود از ايشان نفقهاى ايشان إِلَّا أَنَّهُمْ مگر آنكه ايشان كَفَرُوا بِاللَّهِ كافر شدند بخدا وَ بِرَسُولِهِ و بفرستاده او وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ و نمىآيند بنماز جماعت گذاردن با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم إِلَّا وَ هُمْ كُسالى مگر در حالتى كه