تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٧ - سوره التوبة(٩) آيات ١٠ تا ١٩
عهدهاى ايشان با پيغمبر (ص) آن بود كه خلفا يكديگر را نرنجانند و بر قتال ايشان با يكديگر مظاهرة نكنند قريش بنى بكر را كه خلفاى يكديگر بودند سلاح و مدد دادند تا با بنى خزاعه كه خلفاى رسول بودند جنگ كردند يا مراد از ناكثين عهود بنى قريظهاند كه در روز احزاب ابو سفيان و قوم او را مدد كارى كردند وَ هَمُّوا و قصد كردند بِإِخْراجِ الرَّسُولِ به بيرون كردن رسول (ص) از مكه و مشاورت نمودند با يكديگر در امر اخراج او در دار الندوة هم چنان كه گذشت در كريمه اذ يمكر بك و در لباب آورده كه قريش در حديبيه قصد كردند كه رسول را جهت اداى عمره بمكه راه دهند و قبل از اتمام قواعد آن بجهت استخفاف از مكه اخراج كنند و بقول ثانى كه مراد يهودند قصد اخراج آن حضرت نمودند از مدينه وَ هُمْ بَدَؤُكُمْ و حال آنكه ايشان ابتدا كردند نقض عهد را بر شما أَوَّلَ مَرَّةٍ در اول بار بمعادات و مقاتله چه رسول ابتداى دعوت كرد و الزام حجت بكتاب و تحدى بآن ايشان از معارضه آن عدول بمعادات و مقاتله كردند و در روز بدر با خلفاى شما كه بنى خزاعه بودند محاربه كردند پس چه منع ميكند شما را كه معارضه نكنيد و مصادفه نمائيد با ايشان أَ تَخْشَوْنَهُمْ آيا شما مىترسيد از محاربه ايشان و ترك قتال ايشان ميكنيد بجهت خوف آنكه مبادا مكروهى از ايشان بشما رسد ايراد لفظ استفهام جهت تشجيع مؤمنانست و اين كلام در غايت فصاحتست زيرا كه جمع ميان تقريع و تشجيع كرده فَاللَّهُ أَحَقُ پس خدا سزاوارتر است أَنْ تَخْشَوْهُ بآنكه بترسيد از عقاب وى در ترك قتال كفره دين بحرب ايشان اشتغال كنيد و بجهت خشيت ترك آن مكنيد إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر هستيد ايمان آورندگان قضيه ايمان آنست كه نترسيد الا از او سبحانه و يا اگر هستيد باوردارندگان بعقوبت الهى در ترك عهود و بعد از آن امر ميكند بقتال بعد از بيان موجب آن و تمكن بر قتل و و اذلال ايشان و توبيخ بر ترك آن و توعد بر آن بقوله قاتِلُوهُمْ كارزار كنيد با مشركان يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ تا عذاب كند خدا ايشان را بِأَيْدِيكُمْ بدستهاى شما يعنى بشمشيرهاى شما مقتول شوند وَ يُخْزِهِمْ و تا رسوا سازد ايشان را بمقهوريت و مغلوبيت وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ و نصرت دهد شما را بر ايشان وَ يَشْفِ و شفا دهد صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ سينههاى گروهى را از مؤمنان يعنى بنو خزاعه و جمعى از يمن كه بمكه آمده اسلام آوردند و از مشركان ايذاى بسيار يافتند و چون شكايت را بعرض حضرت رسالت رسانيدند فرمود كه
ابشروا فان الفرج قريب
وَ يُذْهِبْ و تا ببرد خدا بنصرت شما بر