تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٣٩ - سوره التوبة(٩) آيات ١٠ تا ١٩
كفار از مساجد و ميفرمايد كه ما كانَ نسزد و سزاوار نباشد لِلْمُشْرِكِينَ مر مشركان را أَنْ يَعْمُرُوا آنكه عمارت كنند مَساجِدَ اللَّهِ مسجدهاى خداى را چه جاى مسجد حرام كه معظم مساجد است و گفتهاند كه مراد مسجد حرام است و بلفظ جمع ذكر كرده بجهت آنكه قبله جميع مساجد است پس كانه عامرا و عامر جميع مساجد است و مؤيد اينست كه در سبب نزول اين آيه آوردهاند كه چون عباس اسير شد مسلمانان وى را بشرك و قطع رحم سرزنش كردند عباس جواب داد كه شما مساوى ما مىگوئيد و از محاسن ما ياد نميكنيد امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه شما را چه چيز است كه آن را از جمله محاسن توان شمرد عباس گفت ما بعمارت مسجد الحرام قيام مينمائيم و خانه كعبه را تعظيم ميكنيم و حاجيان را شربت ميدهيم و اسيرانرا از بند ميرهانيم اين آيه نازل شد كه مشركان را عمارت مسجد الحرام روا نيست شاهِدِينَ در حالتى كه گواهان باشند عَلى أَنْفُسِهِمْ بر نفسهاى خود بِالْكُفْرِ بكفر كه آن سجود اصنام است و تكذيب سيد انام عليه افضل الصلاة و السلم ابن عباس فرموده كه افعال و احوال ايشان شاهد كفر ايشان باشد يعنى نشايد جمع كردن ميان اين هر دو امر متناهى كه عمارت خانه خداست و عبادت غير او أُولئِكَ آن مشركان حَبِطَتْ تباه و باطل شده است بواسطه شرك أَعْمالُهُمْ كردارهاى ايشان كه بدان مفتخرند بر اقارب از عمارات مسجد و سقايت حاج وَ فِي النَّارِ و در آتش دوزخ هُمْ خالِدُونَ ايشانند جاودان بسبب كفر إِنَّما يَعْمُرُ جز اين نيست كه عمارت كنند مَساجِدَ اللَّهِ مسجدهاى خدا را مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ آن كس كه گرويده باشد بخدا عدم ذكر ايمان برسول به جهت آنست كه از معلومات و ضروريات دينست كه ايمان بخدا تمام نيست مگر ايمان برسول وى وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ و بروز بازپسين وَ أَقامَ الصَّلاةَ و بپاى داشته باشد نماز را وَ آتَى الزَّكاةَ و داده باشد زكاة را وَ لَمْ يَخْشَ و نترسيده باشد در امور دين إِلَّا اللَّهَ مگر از خدا مراد آنست كه عمارت مساجد در خور كسانيست كه جامع كمالات عمليه و علميه باشند و از جمله عمارت آن تزيين آنست بفرش و تنوير آنست بسرب و ادامه عبادت و ذكر و درس علوم شريعه در آن و صيانت آن از آنچه بناى آن بجهت آن نباشد چون سخن دنيا گفتن در آن و غير از آن از حضرت رسالت (ص) مرويست كه قال اللَّه تعالى
ان بيوتى فى الارض المساجد و ان زوارى فيها عمارها فطوبى لعبد تطهر فى بيته ثم زارنى فى بيتى فحق على المزور ان يكرم زائره
يعنى حق تعالى مىفرمايد كه بدرستى كه خانهاى من در زمين مسجدهاست و زائران من در آن عمارتكنندگانند پس خوشا حال بنده كه