تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١٨ - سوره الأنفال(٨) آيات ٦٠ تا ٦٩
سيصد سوار كه لشگر ابو جهل بودند آغاز مقاتله كردند و بجهت مشقت شديده كه بايشان رسيده بود حقتعالى آن را تخفيف فرمود و امر كرد بمقاتله و مقاومت يكى با دو در اينجا چند فايده است يكى آنكه چون مطلوب كفار در قتال ضد مطلوب حقتعالى بود از اين جهت با وجود كثرت عدد مغلوب شدند و هر كه با خداى در مقام مبالغه بر آيد حقتعالى او را مغلوب گرداند و چون مطلوب مؤمنان مطلوب حقتعالى بود او سبحانه ناصر ايشان شد و هر كه حق سبحانه ناصر او باشد بلا شك غالب شود و هرگز خاذل نگردد و لهذا باستقرار معلوم شده كه ياغى هميشه مصروع و مخذول مىباشد و بجهت اين فرموده كه بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ اى لا يفقهون انهم مغالبون اللَّه و مغالب او مغلوبست و وجه ديگر آنست كه ايشان آخرت را نميشناختند و حياة نزد ايشان همين حيات دنيويه بود پس مضايقه مى كردند بآن و بجهت آن در جنگ بد دل مىشدند و هر كه معتقد آخرت است و رسيدن بمثوبة عظمى و سعادت كبرى باين حيات مبالات نميكند و خوض مينمايد در غمرات و مقاتله ميكند با جماعات دوم آنكه مراد بضعف ضعف بدن است نه ضعف در بصيرت كه عبارت از ضعف در اعتقاد است هم چنان كه طبرى گفته اما اولا بجهت آنكه متبادر است بذهن پس ضعف در آن بر حقيقت خود باشد و اما ثانيا زيرا كه قرينه تخفيف دالست بر اين و اما ثالثا زيرا كه ضعف بدن مناسب تخفيف است و نسخ بخلاف ضعف در بصيرت سوم آنكه چون در اول حال مسلمانان اندك بودند هر يك مكلف شدند بمقاومت ده تن اگر چه حقتعالى علم بضعف ايشان داشت و چون بسيار شدند و مانع زايل گشت از ايشان تخفيف فرمود به رحمت واسعه خود چهارم آنكه تكرار عدد در ناسخ و منسوخ جهت آنست كه حال متفاوت است در مقاومت چه بسيار هست كه عشرة به مائة مقاومت نميتواند كرد و مائه بالف ميتواند بود و همچنين گاه هست كه مائة بمأتين طاقة مقاومت ندارند و الف بالفين طاقة مقاومت دارند پس تكرار دلالت است بر وقوع غلبه مؤمنين با وجود قلت و كثرت ايشان و بعبارت ديگر تا دلالت كند بر آنكه غلبه مؤمنان متحقق است اگر چه كفار نسبت بعدد ايشان اضعافا مضاعفة باشند پنجم مدلول آيه وجوب ثباتيست با دو مثل و اگر زياده از مثلين باشد واجب نيست پس بنا بر اين اولى عدم جواز انهزام صد شجاع است از دويست و يك يا دويست و دو زيرا كه عدد معتبر است با تقارب اوصاف پس جايز نباشد حرب صد ضعيف با صد بطل با ظن عجز اما در اين نظر است ششم اگر كفار زياده از ضعف باشند و ظن سلامت باشد ثبات مستحبّ است و اگر ظن عجز باشد هرب واجب لقوله وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ هفتم آنكه اگر منفرد باشند دو كس بيك كس احتمال دارد كه ثبات واجب باشد زيرا كه زايد بر ضعف نيستند و يا نه بجهت جواز اختصاص حكم در آيه بجماعت زيرا كه هيئت اجتماعيه را اثرى در مقاومت هست و اين اقرب است آورده