تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٨٥ - سوره الأنفال(٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
عِنْدَ اللَّهِ نزد خداى يعنى در حكم او الصُّمُ كرانند از شنواى حق الْبُكْمُ گنگانند از گفتن حق الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ كه درنمىيابند حق را يعنى خود را بر آن نميدارند تا تدبر در آن كرده مهتدى شوند و بدترين بهايم جهت آنند كه از خرد كه سبب تفضيل انسانست بر ساير حيوانات روى بر تافتهاند و بجانب متابعت طبع و نفس شتافته و در تبيان آورده كه مراد از اين قوم نفرىاند از بنى عبد الدار كه مىگفتند (نحن صم بكم عما جاءنا محمد) صلّى اللَّه عليه و آله كه از ايشان جز دو كس ايمان نياوردند مصعب بن عمير و ابن حرمله و اين مروى است از ابى جعفر عليه السّلام وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ و اگر دانستى خداى فِيهِمْ خَيْراً در ايشان خيرى و نيكويى كه انتفاع است بآيات قرآنى و قبول هدايت و اقبال بر طلب حق يعنى اگر دانستى كه در ايشان خيرى هست لَأَسْمَعَهُمْ هر آينه شنوانيدى ايشان را يعنى لطف كردى و توفيق ارزانى فرمودى تا شنودندى آن را بر وجه اختيار چنان كه مؤمنان ميشنوند و بآن منتفع ميشوند و ليكن ايشان اختيار كردند اصرار بر كفر را بجهت آن حقتعالى تخليه ايشان كرد و فرو گذاشت وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ و اگر شنوانيدى ايشان را بوسيله لطف لَتَوَلَّوْا هر آينه برگشتندى از آن وَ هُمْ مُعْرِضُونَ در حالتى كه ايشان اعراضكنندهگان باشند از قبول حق پس چون كه لطف فايده بايشان نميرساند ما ايشان را خذلان كرديم و تخليه نموديم و قولى آنست كه كفار مكه گفتند اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله براى ما زنده گردان قصى بن كلاب را كه مردى مبارك بود و سالهاى نامتناهى است كه فوت شده تا بر صدق تو گواهى دهد و بتو ايمان آورد و بجهت آن صدق قول تو بر ما ظاهر شود و بتو بگرويم حق تعالى ميفرمايد كه اگر خداى ايشان را كلام قصى بشنواند هم ايمان نيارند و در آيه دلالت است كه حق تعالى منع لطف نميكند از مكلفان و عدم لطف او نسبت بكسى است كه دانسته باشد كه منتفع بآن نشود و بعد از آن مردمان را امر ميفرمايد كه اطاعت رسول نمايند و ميفرمايد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه گرويدهايد اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ اجابت كنيد مر خداى را وَ لِلرَّسُولِ و مر فرستاده او را بطاعت و انقياد اوامر و نواهى إِذا دَعاكُمْ چون بخواند رسول او شما را توحيد ضمير جهت آنست كه اطاعت خدا همان اطاعت رسول او است و عكس ديگر آنكه دعوت خدا شنيده ميشود از رسول در انوار و غيره نقل كردهاند كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله روزى بر اعرابى بگذشت و او در نماز بود حضرت او را آواز داد وى بتعجيل نماز تمام كرده بخدمت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شتافت و گفت يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله لبيك حضرت فرمود كه
ما منعك عن اجابتى
چه تو را منع كرد از اجابت من گفت در نماز بودم فرمود
(الم تخبر فيما اوحى الى اى استجيبوا اللَّه