تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٧ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
مجروحش كنند امر بمعروف و نهى از منكر كند و هم در تورية است كه زود باشد كه پيغمبرى در ميان امتى مبعوث سازم و او را بر ايشان غالب گردانم و مظفر و منصور سازم مانند تو كه موسايى و كلام خود را در دهن او نهم بهر چه او را وصيت كنم بپذيرد بر او بركت كنم و او را براى امت عظيم القدر باز پس داشتهام و چون حقتعالى بيان صفات جليله و نعوت جميله حضرت نبوى كرد و اهل كتاب را اعلام نمود كه نعوت او در تورية و انجيل مذكور است تا صدق نبوت او بر ايشان روشن شود در عقب آن آن حضرت را ميفرمايد كه جميع اهل عرب و عجم را خطاب كن و در ميان ايشان صلاى عام در ده و قُلْ بگو كه يا أَيُّهَا النَّاسُ اى مردمان إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ بدرستى كه من فرستاده خدايم إِلَيْكُمْ جَمِيعاً بسوى همه شما نه ببعضى دون بعضى چنان كه رسل ديگر بودند جميعا حالست از اليكم و قوله الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ صفت اللَّه است يعنى آن خدايى كه مر او راست پادشاهى آسمانها و زمينها و بيد قدرت او است تدبير و تصرف در آن لا إِلهَ هيچ معبودى مستحق عبادت نيست إِلَّا هُوَ مگر او يُحيِي وَ يُمِيتُ زنده ميگرداند و مىميراند و در انوار گفته كه اسم مؤل صفت اللَّه است اگر چه فاصله شده ميان موصوف و صفت بآنچه متعلق است بمضاف اليه زيرا كه موصوف در حكم مقدم است و يا آنكه موصول منصوب يا مرفوعست بر مدح و يا آنكه مبتداست و خبر آن لا اله الا هو است و اين كلمه توحيد بر وجوه اول بيان ما قبل خود است چه هر كه مالك و عالم باشد پس او اله بوده باشد نه غير او و قوله يُحيِي وَ يُمِيتُ بجهت مزيت تقرير است براى اختصاص او بالوهيت پس ملخص معنى آنست كه اى محمد (ص) بمردمان بگو كه چون من رسول آن خدايم كه متصف باين صفت كمال است و واحد بالذات فَآمِنُوا بِاللَّهِ پس ايمان آريد بآن خدايى كه صفت او شنوديد وَ رَسُولِهِ و بگرويد بفرستاده او النَّبِيِّ الْأُمِّيِ پيغمبر امى الَّذِي يُؤْمِنُ آن پيغمبرى كه ايمان دارد بِاللَّهِ بوحدانيت خداى وَ كَلِماتِهِ و بسخنان فرستاده او يعنى بآنچه نازل شده بر او و بر ساير رسل از كتب و وحى و عدول از تكلم بغيبت بجهت اجراى اين صفات است كه داعى ايمانست باو و اتباع او بر آن وَ اتَّبِعُوهُ و پيروى كنيد اين پيغمبر را و فرمان بردارى نمائيد لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ باشد كه راه راست يابيد تعليق رجاء اهتدا بايمان و اتباع تنبيه است بر آنكه هر كه تصديق كند او را و تابع او نباشد بالتزام شرع او پس او بعيد است از اهتدا و در مظان ضلال و باز سر رشته كلام را بقصه بنى اسرائيل كشيده ميفرمايد كه وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى و از قوم موسى عليه السلام أُمَّةٌ گروهى هستند كه ايشان