تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٦ - سوره الأعراف(٧) آيات ١٥٠ تا ١٥٩
پس وى را نزد خود خواند و با وى رازى دراز گفت و زبان در دهن او كرد مانند مرغى كه بچه خود را رزق كند و بعد از آن فرمودند هذا عهد اليك امير المؤمنين (ع) فرمود كه
علمنى رسول اللَّه ص الف باب من العلم ففتح لى من كل باب الف باب من العلم و الحكمة
از كعب الاحبار مرويست كه در تورية مضمون اين آيه مذكور است كه يا ايها النبى انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا و حرزا للمؤمنين انت عبيدى و رسولى سميتك المتوكل ليس بفظ و لا غليظ و لا صحيح فى الاسواق اى پيغمبر برگزيده تو را فرستاديم گواه بر خلقان و بشارت دهنده و ترساننده و حرز نگهبان مؤمنان تو بنده منى تو را متوكل نام نهادم و اين پيغمبر موعود درشتخوى و بد خلق نباشد و بانك كننده نباشد در بازارها مجرمان را عفو كند و جزا ندهد ما او را بجوار خود نياريم تا دين كج را باو راست گردانيم و دلهاى بسته را باو بگشاييم و چشمهاى نابينا را باو روشن سازيم و گوشهاى كر را باو شنوا گردانيم مولد او مكه باشد و هرج او بطايف و ملك او بشام و امت او هميشه حمد كنندگان باشند و سپاس دارنده و شكرگوينده و باوضو باشند و جامه از ساق برگيرند تا پاكيزه بماند و آلوده نگردد و مراقبت آفتاب بكنند براى نماز و هر كجا نماز ايشان را دريابد بآن مشغول شوند و در نماز چنان صف كشند كه صف قتال پس اين آيه را تلاوت فرمود كه إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ و نيز وصف او در كتاب بنى هرول كه مغير و مبدل نيست اينست كه احمد از فرزندان اسماعيل باشد و اواخر پيغمبر انست و وى پيغمبر عربى است و بر دين ابراهيم باشد و آزار در ميان بندد و اطراف خود را غسل و مسح نمايد و در چشم او سرخى باشد و مهر نبوت در ميان هر دو كتف او باشد و ارنجن نداشته باشد و دراز نباشد و كوتاه نبود گليم پوشد و باندك چيزى قناعت كند و بر دراز گوش نشنيد و در بازار رود و خداوند حرب و سبى و غارت باشد تيغ بر دوش نهد و از هيچكس باك نداشته باشد و اگر با قوم نوح بودى هلاك نشدندى و اگر در ميان قوم عاد بودى مستاصل نگشتندى و اگر با ثمود بودى بصيحه گرفتار نشدندى و مولودش در مكه بود و منشاش و ابتداى نبوتش نيز هم در آنجا و سراى هجرتش بيثرب ميان حره و نخله و سنجه ميباشد و حماد بود يعنى در همه احوال رخا و شدت بحمد و شكر مشغول باشد ملكش در شام باشد و مصاحب او از فرشتگان بود و از قوم خود بسيار آزار بيند و او را زجر عظيم كنند و در يثرب مقاتله بسيار ميان ايشان واقع شود و در بعضى اوقات او غالب شود و در زمانى ايشان و عاقبت بر ايشان غالب مطلق شود جمعى با او باشند كه بمرك شتابندهتر باشند از اينكه از سر كوه بپائين ريزد دلهاى ايشان مصحفهاى ايشان باشد قربانشان خون ريختن باشد و همه شجاعان روز و زاهدان شب باشند و هيبت و صولة او بر نهجى باشد كه دشمنان او تا بيكماهه برسند و بنفس نفيس خود كار زار كند تا