تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٧
محتواى سوره اعراف
از سورههاى «مكّى» است، جز آيه «وَ اسْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ ...» تا «بِما كانُوا يَفْسُقُونَ» كه در «مدينه» نازل شده است.
همان طور كه مىدانيم بيشتر سورههاى قرآن (٨٠ تا ٩٠ سوره) در «مكّه» نازل شده، و با توجه به وضع محيط «مكّه»، و چگونگى حال مسلمانان در آن ١٣ سال،
و همچنين با مطالعه تاريخ اسلام بعد از هجرت، كاملًا روشن مىشود كه چرا لحن سورههاى «مكّى» با «مدنى» فرق دارد.
در سورههاى «مكّى» غالباً بحث از مبدأ و معاد، اثبات توحيد و دادگاه رستاخيز، و مبارزه با شرك و بتپرستى، و تثبيت مقام و موقعيت انسان در جهان آفرينش به ميان آمده است؛ زيرا دوران «مكّه» دوران سازندگى مسلمانان از نظر عقيده و تقويت مبانى ايمان به عنوان زيربناى يك «نهضت ريشهدار» بود.
در «دوران مكّه» پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله وظيفه داشت، افكار خرافى بتپرستى را از مغزها بشويد، و به جاى آن روح توحيد، خداپرستى و احساس مسئوليت قرار دهد.
انسانهائى را كه در دوران بتپرستى، تحقير شده و شكستخورده بودند، به عظمت مقام و موقعيت خويش آشنا سازد، و در نتيجه از آن ملت پست و زبون و خرافى و منفى، مردمى با شخصيت، با اراده، با ايمان و مثبت بسازد، و دليل پيشرفت سريع و برقآساى اسلام در «مدينه» نيز همين زيربناى محكم بود كه در دوران «مكّه» به دست پيامبر صلى الله عليه و آله و در پرتو آيات قرآن ساخته شده بود.