تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٠
تفسير:
صبحگاهان از آنها نفسى بر نمىخاست
آيه نخست، از تبليغاتى كه مخالفان شعيب عليه السلام در برابر تابعان او مىكردند سخن به ميان آورده، مىفرمايد: «اشراف و متكبران خودخواهى كه از قوم شعيب راه كفر را پيش گرفته بودند، به كسانى كه احتمال مىدادند تحت تأثير دعوت شعيب واقع شوند، مىگفتند: به طور مسلّم اگر از شعيب پيروى كنيد از زيانكاران خواهيد بود» «وَ قالَ الْمَلَا الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ».
منظورشان همان خسارتهاى مادى بود كه دامنگير مؤمنان به دعوت شعيب عليه السلام مىشد؛ زيرا آنها مسلّماً به آئين بتپرستى باز نمىگشتند، بنابراين مىبايست به زور از آن شهر و ديار اخراج شوند و املاك و خانههاى خود را بگذارند و بروند.
اين احتمال نيز در تفسير آيه هست كه منظورشان علاوه بر زيانهاى مادى، زيانهاى معنوى بوده است؛ زيرا راه نجات را در بتپرستى مىپنداشتند، نه آئين شعيب عليه السلام.
***
در آيه بعد، وضع اين امت را چنين توضيح مىدهد: هنگامى كه كارشان به اينجا رسيد و علاوه بر گمراهى خويش در گمراه ساختن ديگران نيز اصرار ورزيدند، و هيچ گونه اميدى به ايمان آوردن آنها نبود، مجازات الهى به حكم قانونِ قطع ريشه فساد، به سراغ آنها آمد، «زلزله سخت و وحشتناكى آنها را فرا گرفت، آن چنان كه صبحگاهان همگى به صورت اجساد بىجانى در درون خانههايشان افتاده بودند» «فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا في دارِهِمْ جاثِمينَ».