تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٥
آدَمَ لايَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما».
در حقيقت چيزى كه اين آيه را با آيه قبل پيوند مىدهد اين است كه: در آنجا سخن از لباس ظاهرى و معنوى انسان (لباس تقوا و پرهيزكارى) در ميان بود، در اين آيه نيز هشدار مىدهد كه: مراقب باشيد، اين لباس تقوا را شيطان از تن شما بيرون نكند.
البته ظاهر عبارت «لايَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ» نهى شيطان از اين عمل است، ولى اين گونه عبارتها كنايه لطيفى براى نهى مخاطب محسوب مىشود، و به اين مىماند كه به شخص مورد علاقه خود خطاب كنيم و بگوئيم: نبايد فلان دشمن به تو ضربه بزند، يعنى تو مراقب باش كه ضربه نخورى!
پس از آن، تأكيد مىكند: حساب شيطان و همكارانش از ساير دشمنان جدا است، «او و همكارانش شما را مىبينند در حالى كه شما آنها را مشاهده نمىكنيد» «إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاتَرَوْنَهُمْ»، و از چنين دشمنى بايد سخت برحذر بود!
اشاره به اين كه آنجا كه تصور مىكنيد تنها خودتان هستيد و خودتان، ممكن است آنها حضور داشته باشند، و به راستى بايد در برابر چنين دشمن ناپيدائى كه لحظات حمله او را با دقت نمىتوان پيشبينى كرد، هميشه آماده دفاع بود.
و در پايان آيه جملهاى بيان مىكند كه در حقيقت پاسخى است به يك ايراد مهم و آن اين كه: اگر كسى بگويد: چگونه خداوند دادگر و مهربان دشمنى را با اين قدرت بر انسان مسلط ساخته، دشمنى كه هيچ گونه موازنه قوا با او ندارد، به هر كجا بخواهد مىرود، بدون اين كه كسى حضورش را احساس كند، حتى طبق بعضى از روايات در درون وجود انسان همچون جريان خون در