تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤
اسلام را در فكر خود مجسم سازيم، ولى با در نظر گرفتن اين حقيقت كه او مىبايست يك جهش انقلابى در تمام زمينهها در آن محيط فوقالعاده عقبافتاده آن هم در مدتى كوتاه به وجود آورد، ابعاد مشكلاتى را كه در پيش داشت، مىتوان اجمالًا درك كرد.
بنابراين، جاى اين دارد كه خداوند به او دلدارى دهد كه نگران نباشد و به نتيجه كار خود كاملًا اميدوار باشد.
و در جمله بعد اضافه مىكند: «هدف از نزول اين كتاب انذار و بيم دادن مردم از عواقب شوم افكار و اعمالشان است، و همچنين تذكر و يادآورى براى مؤمنان راستين» «لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنينَ». «١»
و اين كه مىبينيم در اين جمله «انذار» به عنوان يك فرمان عمومى آمده و «تذكّر» به مؤمنان تخصيص داده شده است، به خاطر اين است كه: دعوت به سوى حق و مبارزه با انحرافات بايد به صورت همگانى انجام گيرد.
ولى پيدا است: تنها ايمانآورندگان، از اين دعوت سود مىبرند، همانها كه زمينههاى مستعد و آماده براى پذيرش حق دارند، آنها كه لجاج را از خود دور ساخته و در برابر حقايق تسليماند.
عين اين تعبير نيز در آغاز سوره «بقره» گذشت آنجا كه مىفرمايد: ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين: «در اين كتاب ترديدى نيست و مايه هدايت پرهيزگاران است». «٢»
***