تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧
وَ اجْعَلْ لي وَزيراً مِنْ أَهْلي* هارُونَ أَخي* اشْدُدْ بِهِ أَزْري* وَ أَشْرِكْهُ في أَمْري:
«وزيرى از خاندانم براى من قرار ده* هارون برادرم را* نيروى مرا به او افزايش ده* و او را در برنامه من شريك ساز». «١»
٣- على عليه السلام علاوه بر برادرى عمومى اسلامى، مقام خاص اخوت و برادرى اختصاصى و معنوى پيامبر صلى الله عليه و آله را دارا بود.
٤- على عليه السلام جانشين و خليفه پيامبر صلى الله عليه و آله بود و با وجود او هيچ كس ديگر چنين شايستگى را نداشت.
***
د- پرسشها پيرامون حديث منزلت
جمعى از متعصبان ايرادهائى به حديث فوق دارند كه قسمتى از آن به قدرى سُست است كه به راستى شايسته طرح نيست تنها با شنيدن بعضى از اين گونه ايرادات بايد اظهار تأسف كرد كه:
چرا پيشداورىهاى حسابنشده به عدهاى اجازه نمىدهد حقايق روشن را بپذيرند، ولى قسمتى از آنها كه قابل طرح و گفتگو است، ذيلًا از نظر مىگذرانيم:
ايراد اول- محدوديت حكم حديث
اين حديث تنها يك حكم محدود و خصوصى را بيان مىكند؛ زيرا در غزوه «تبوك» وارد شده، آن هم به هنگامى كه على عليه السلام از ماندن در «مدينه» در ميان زنان و كودكان ناراحت بود و پيامبر صلى الله عليه و آله براى دلدارى او اين جمله را بيان كرد.
بنابراين منظور اين بوده كه: تنها تو بر اين گروه زنان و كودكان حكومت و