تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦١
أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيَّايَ».
يعنى من چگونه پاسخ قوم را بگويم كه بر نمايندگان آنها چنين گذشته است.
سپس گفت: پروردگارا اين درخواست نابه جا تنها كار جمعى از سفهاى ما بود «آيا ما را به خاطر كار آنها هلاك مىكنى»؟ «أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا».
بعضى از مفسران وجود كلمه «رَجْفَه» (لرزه) را در اين آيه و وجود كلمه «صاعقه» در آيه ٥٥ سوره «بقره» كه مربوط به تقاضاى رؤيت پروردگار است دليل بر تفاوت اين دو ميقات گرفتهاند.
ولى چنان كه سابقاً هم گفتهايم، صاعقه در بسيارى از اوقات با لرزه شديد همراه است؛ زيرا بر اثر برخورد الكتريسيتههاى مثبت و منفى كه اولى در ابر و دومى در زمين است، جرقه عظيمى به وجود مىآيد كه كوهها و زمينها را به لرزه در مىآورد و گاهى از هم متلاشى مىكند، در داستان صالح عليه السلام نيز در مورد بلائى كه بر اين جمعيت گنهكار نازل شد، گاهى تعبير به «صاعقه» شده «١» و گاهى به «رَجْفَة». «٢»
و نيز بعضى از مفسران تعبير بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا: «به كارى كه سفهاى ما كردهاند» را دليل بر اين گرفتهاند كه: مجازات در اينجا به خاطر عملى بوده كه از بنىاسرائيل سرزده (همانند گوسالهپرستى)، نه به خاطر سخنى كه در مورد تقاضاى رؤيت خدا داشتند.
پاسخ اين سخن نيز روشن است؛ زيرا سخن نيز يكى از افعال انسان است، و اطلاق «فعل» بر «سخن»، چيز تازه و غير معمولى نيست، مثلا هنگامى كه مىگوئيم: خداوند در قيامت به همه كارهاى ما پاداش و كيفر مىدهد، مسلماً اين