تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧
با اين بيان، نيازى به توجيهات مختلف و احياناً ضعيف كه بعضى از مفسران گفتهاند نخواهيم داشت.
ضمناً اين نكته نيز روشن شد كه: «الَّذِى أَحْسَنَ» اشاره به تمام كسانى است كه نيكوكار و آماده پذيرش حق و قبول فرمان خدا هستند.
آنگاه مىافزايد: «و در آن هر چيز كه مورد نياز بود، و در مسير تكامل انسان اثر داشت، بازگو كرده» «وَ تَفْصيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ».
پس از آن مىفرمايد: «و نيز اين كتاب، كه بر موسى نازل شد، مايه هدايت و رحمت بود» «وَ هُدىً وَ رَحْمَةً».
و سرانجام اعلام مىدارد: «تمام اين برنامهها به خاطر آن بود كه به روز رستاخيز و لقاى پروردگار ايمان بياورند، و با ايمان به معاد، افكار و گفتار و رفتارشان پاك شود» «لَعَلَّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ».
ممكن است گفته شود: اگر آئين موسى كامل بوده (آن چنان كه كلمه «تَماماً» از آن حكايت دارد) آئين مسيح و سپس آئين اسلام، چه ضرورتى داشته است؟!
در پاسخ بايد توجه داشت: هر آئينى براى زمان خود، آئين جامع و كاملى است، و محال است آئين ناقص از طرف خدا، نازل گردد، ولى همين آئين كه براى يك زمان كامل بود، ممكن است براى زمانهاى بعد، ناتمام و نارسا باشد، همان طور كه يك برنامه جامع و كامل براى دوره دبستان، نسبت به دوره دبيرستان نارسا است، و سرّ فرستادن پيامبران مختلف با كتب آسمانى متعدد، تا به آخرين پيامبر صلى الله عليه و آله و آخرين دستور منتهى گردد، نيز همين است.
البته هنگامى كه بشر آمادگى براى دستور نهائى پيدا كرد و دستور نهائى صادر شد، ديگر نيازى به آئين جديد نيست و درست همانند افراد فارغالتحصيل كه مىتوانند بر اساس معلومات خود، به پيشرفتهاى علمى از طريق مطالعه