تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢
همين معنى است.
«يَأْفِكُونَ» از ماده «افك» (بر وزن كتف) در اصل، به معنى منصرف ساختن از چيزى است و از آنجا كه دروغ انسان را از حق باز مىدارد به آن «افك» گفته مىشود.
بعضى از مفسران در اينجا احتمال ديگرى در معنى آيه دادهاند و آن اين كه:
عصاى موسى، پس از آن كه به صورت مار عظيمى درآمد، وسائل سحر ساحران را نبلعيد، بلكه آنها را از كار انداخت و به صورت نخست بازگردانيد، و چنين تصور كردهاند كه: اين كار، راه هر گونه اشتباه را بر مردم مىبست در حالى كه بلعيدن آن وسائل نمىتواند، مردم را قانع سازد كه موسى ساحرى قوىتر از آنها نبوده است.
ولى اين احتمال، نه با جمله «تَلْقَفُ» سازگار است و نه با تناسب مطالب آيه؛ زيرا «تَلْقَفُ» همان طور كه گفتيم به معنى برگرفتن چيزى با دقت و سرعت است نه دگرگون ساختن آن.
به علاوه اگر بنا بود اعجاز موسى عليه السلام از طريق ابطال سحر ساحران آشكار شود، لزومى نداشت كه عصا به شكل مار عظيمى درآيد، آن چنان كه قرآن در آغاز اين سرگذشت بيان كرده است.
از همه اينها گذشته، اگر بنابر ايجاد ترديد و وسوسه باشد، بازگشتن وسائل ساحران به شكل اول نيز، قابل ترديد و وسوسه است؛ زيرا ممكن است احتمال داده شود كه موسى عليه السلام آن چنان در سحر استاد است كه توانسته سحر ديگران را ابطال كند و به حال اول برگرداند.
بلكه چيزى كه سبب شد، مردم بدانند عمل موسى عليه السلام يك امر خارق عادت الهى است كه به اتكاى نيروى بىانتهاى پروردگار انجام گرفته، اين است كه: