تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٤
١٣٠ وَ لَقَدْ أَخَذْنا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنينَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَراتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ
١٣١ فَإِذا جائَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِه وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لايَعْلَمُونَ
ترجمه:
١٣٠- و ما نزديكان فرعون (و قوم او) را به خشكسالى و كمبود ميوهها گرفتار كرديم، شايد متذكر گردند!
١٣١- اما هنگامى كه نيكى (و نعمت) به آنها مىرسيد، مىگفتند: «به خاطر خودِ ماست». ولى موقعى كه بدى (و بلا) به آنها مىرسيد، مىگفتند: «از شومى موسى و كسان اوست»! آگاه باشيد سرچشمه همه اينها، نزد خداست؛ ولى بيشتر آنها نمىدانند!
تفسير:
مجازاتهاى بيداركننده
همان طور كه در تفسير آيه ٩٤ از همين سوره گذشت، يك قانون كلى الهى در مورد تمام پيامبران اين بوده: به هنگامى كه با مخالفتها روبرو مىشدند، خداوند براى تنبه و بيدارى اقوام سركش، آنها را گرفتار مشكلات و ناراحتىها مىساخته تا در خود احساس نياز كنند.
و فطرت توحيد كه به هنگام رفاه و آسايش زير پوشش غفلت قرار مىگيرد،