تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٩
روحى آنها و مايه نجاتشان بود.
***
٤- چرا «أَهْلَكْناها» قبل از «فَجائَها بَأْسُنا» آمده؟
از بحثهائى كه در ميان مفسران در آيه فوق، مطرح شده، اين است كه: چرا قرآن نخست مىفرمايد: أَهْلَكْناها: «ما آنها را هلاك كرديم» بعد با كلمه «فاء تفريع» كه معمولًا براى ترتيب زمانى است مىفرمايد: فَجائَها بَأْسُنا بَياتاً: «بعد از آن مجازات ما شب هنگام به سراغ آنان آمد» در حالى كه چنين كيفرى قبل از هلاكت بوده، نه بعد از هلاكت.
در پاسخ بايد توجه داشت: گاهى جمله بعد از «فاء» شرح و تفصيل جمله قبل است، نه بيان حادثه ديگرى، در اينجا نيز نخست موضوع هلاكت را به طور اجمال يادآور شده، سپس به شرح آن مىپردازد و مىفرمايد: «به هنگام شب و يا در حال استراحت نيمروز مجازات ما دامن آنها را گرفت و هنگامى كه خود را در آستانه نابودى ديدند، به ظلم و ستم خويش اعتراف كردند» نظير اين موضوع در ادبيات عرب كم نيست.
***
٥- اخطار همگانى و هرزمانى
اين گونه آيات، نبايد به عنوان شرح ماجراى گذشتگان تلقى شود، و تنها مربوط به زمان ماضى و اقوام پيشين فرض گردد، اينها اخطارهاى كوبندهاى است براى امروز و براى فردا، براى ما و براى همه اقوام آينده؛ زيرا در سنت و قانون الهى تبعيض مفهوم ندارد.
هم اكنون، انسان صنعتى با تمام قدرتى كه پيدا كرده است، در مقابل يك زلزله، يك طوفان، يك باران شديد و مانند اينها به همان اندازه ضعيف و ناتوان