تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤
شعيب «١»
به خاطر اين باشد كه آنها در نهايت دلسوزى و مهربانى، همچون يك برادر، با قوم و جمعيت خود رفتار مىكردند، و از هيچ كوشش و تلاشى براى هدايت آنها فروگذار نكردند، اين تعبير، در مورد كسانى كه نهايت دلسوزى درباره فرد يا جمعيتى به خرج مىدهند گفته مىشود، به علاوه اين تعبير حاكى از يك نوع برابرى و نفى هر گونه تفوقطلبى و رياستطلبى است.
يعنى اين مردان خدا هيچ گونه داعيهاى در زمينه هدايت آنها در سر نداشتند، بلكه صرفاً به خاطر نجات آنان از گرداب بدبختى دست و پا مىكردند.
به هر حال، روشن است تعبير «أَخاهُم» هرگز اشاره به برادرى دينى نيست؛ زيرا اين اقوام غالباً به دعوت اصلاحطلبانه پيامبرانشان پاسخ مثبت ندادند.
پس از آن مىفرمايد: هود دعوت خود را از مسأله توحيد و مبارزه با شرك و بتپرستى شروع كرده «به آنها گفت: اى قوم من! خداوند يگانه را بپرستيد كه هيچ معبودى براى شما غير او نيست، آيا پرهيزگارى را پيشه نمىكنيد»؟ «قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ».
***
ولى اين جمعيت خودخواه و متكبر، مخصوصاً ثروتمندان از خود راضى كه قرآن از آنها تعبير به «مَلَا» كرده است، يعنى ظاهر آنها چشم پركن بود، به هود همان گفتند كه: قوم نوح عليه السلام به نوح گفته بودند.
بلكه نسبت سفاهت نيز به او داده، مىفرمايد: «اشراف قوم او گفتند: ما تو را در سفاهت و سبك مغزى مىبينيم و گمان مىكنيم تو از دروغگويان باشى»! «قالَ الْمَلَا الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ إِنَّا لَنَراكَ في سَفاهَةٍ وَ إِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكاذِبينَ».