تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨
كه وحى عبارت از پيام رسالت و نبوت است، و هيچ مانعى ندارد كه خداوند با شخص ديگرى نه به عنوان وحى و رسالت، بلكه از طريق الهام درونى، يا به وسيله بعضى از فرشتگان سخن بگويد، خواه اين شخص از صالحان و پاكان باشد، همانند مريم و مادر موسى يا از ناصالحان باشد مانند شيطان!
***
٥- شيطان نخستين پايهگذار مكتب جبر!
از آيه فوق بر مىآيد كه شيطان براى تبرئه خويش، نسبتِ جبر به خداوند داده گفت: چون تو مرا گمراه ساختى، من نيز در گمراهى نسل آدم كوشش خواهم كرد.
گر چه بعضى از مفسران، اصرار دارند جمله «فَبِما أَغْوَيْتَنِى» را طورى تفسير كنند كه مفهوم آن جبر نباشد.
ولى ظاهراً هيچ موجبى براى اين اصرار نيست؛ زيرا ظاهر اين جمله معنى جبر را مىرساند و از شيطان هم، هيچ بعيد به نظر نمىرسد كه چنين سخنى را بگويد.
گواه بر اين سخن، حديثى است كه از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده كه: به هنگام مراجعت از صفين، پير مردى از قضا و قدر سؤال كرد و حضرت در پاسخ فرمود: آنچه انجام داديم همه قضا و قدر الهى بوده.
پير مرد چنين پنداشت كه منظور همان مسأله جبر است.
حضرت با شدت تمام، او را از اين پندار باطل باز داشت و ضمن سخنان مفصلى به او فرمود: تِلْكَ مَقالَةُ اخْوانِ عَبَدَةِ الأَوْثانِ وَ خُصَماءِ الرَّحْمنِ وَ حِزْبِ الشَّيْطان: