تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٢
كنند.
و نيز در مقابل آنها كه مىگفتند: پيروى شعيب، باعث خسران است، قرآن مىفرمايد: سرانجام كار، نشان داد كه مخالفت با شعيب عامل اصلى زيانكارى بود.
***
و در آخرين آيه مورد بحث، آخرين گفتار شعيب عليه السلام را مىخوانيم كه: «او از قوم گنهكار روى برگردانيده گفت: اى قوم من رسالات پروردگارم را به شما ابلاغ كردم، به مقدار كافى شما را نصيحت نمودم و از هيچ گونه خيرخواهى فروگذار نكردم» «فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ».
بر اين اساس، «چگونه به حال اين جمعيت كافر تأسف بخورم» «فَكَيْفَ آسى عَلى قَوْمٍ كافِرينَ».
زيرا آخرين تلاش و كوشش براى هدايت آنها به عمل آمد ولى در برابر حق سر تسليم فرود نياوردند، و مىبايست چنين سرنوشت شومى را داشته باشند.
سخن در اين است كه: آيا اين جمله را شعيب عليه السلام بعد از نابودى آنها گفت، يا قبل از آن، هر دو احتمال امكان دارد: ممكن است قبل از نابودى گفته باشد، ولى به هنگام شرح ماجرا بعد از آن ذكر شده باشد.
اما با توجه به آخرين جمله كه مىگويد: سرنوشت دردناك اين قوم كافر، هيچ جاى تأسف نيست، بيشتر به نظر مىرسد كه اين جمله را بعد از نزول عذاب گفته باشد، و همان طور كه در ذيل آيه ٧٩ همين سوره نيز اشاره كرديم اين گونه تعبيرات در برابر مردگان بسيار گفته مىشود (شواهد آن را نيز در همان جا ذكر كرديم).