تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧
ببخشيد» «وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ».
آرى آنها از بهشتيان تمناى آب و ارزاق بهشتى مىنمايند، تا عطش سوزان خود را تسكين بخشند و از آلام خود بكاهند.
ولى بلافاصله بهشتيان دست رد بر سينه آنها گذارده، «مىگويند: خداوند اينها را بر كافران تحريم كرده است» «قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرينَ».
***
و آن گاه سبب محروميت آنها را تشريح مىكند و با ذكر صفات دوزخيان روشن مىسازد كه اين سرنوشت شوم را خودشان براى خويشتن فراهم ساختهاند، نخست مىفرمايد: «اين دوزخيان محروم كسانى هستند كه دين و مذهب خود را به سرگرمى و بازى گرفتند» «الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً».
«و زندگى دنيا آنها را فريب داد و مغرور ساخت» «وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا».
اين امور سبب شد كه آنها در لجنزار شهوات فرو روند، همه چيز حتى رستاخيز را به دست فراموشى بسپارند و گفتار پيامبران و آيات الهى را انكار كنند، لذا به دنبال آن اضافه مىكند: «امروز هم ما آنها را فراموش خواهيم كرد، همان گونه كه آنها لقاى چنين روزى را فراموش كردند و همان گونه كه آيات ما را انكار نمودند» «فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا وَ ما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ».
بديهى است منظور از «نسيان و فراموشى» كه در اينجا به خدا نسبت داده شده اين است كه: با آنها آن چنان رفتار مىكند كه شخص فراموشكار رفتار مىنمايد درست مثل اين كه: انسان به دوست فراموشكارش مىفرمايد: «حالا كه تو ما را فراموش كردى ما هم تو را فراموش خواهيم كرد». يعنى با تو رفتار